تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2049

مساهمون:

ص٢٠٤٩

وادى حيرت اشاره به منكرين امام زمان ( عج )

بر در ديدهء قلب تو نقاب است هنوز * وادى حيرت چشم تو سراب است هنوز ناله‌ام گوش فلك را ز صدايش بدريد * گوش سنگين تو نازم كه به خواب است هنوز گوهرى از صدف دل ز رخ دوست مراست * عشق پنهان دلم گوهر ناب است هنوز عشق در كشمكش دهر كشد هر سويى * موج طغيان دلم اشك كباب است هنوز رخ او در قدح چشم دهد عين يقين * كورهء دل ز تف جلوه مذاب است هنوز قائم آل محمد بگشايد در عين * بىجهت نيست كه دل در تب‌وتاب است هنوز تو چه دانى كه ز يك جرعه چرا مست شدم * دل سودازده را حال خراب است هنوز جرعهء جام مرا عين يقين در پى اوست * بهر يك جام دگر رنج و عذاب است هنوز ظلمت از نور رخش آب شود در دل شب * ليك آن قبله‌نما برق شهاب است هنوز اشك گرمى كه ز انسان به جبين مىغلطد * شرمسار عرق شرم گلاب است هنوز من نه آنم كه به گفتار كسى سست شوم * حرف من داعيهء عين ثواب است هنوز تو كه از اهل عنادى نرسى بر مقصود * پند من گوش تو چون باد حباب است هنوز ره آمال دراز است ولى هست اميد * بهر ديدار رخ دوست شتاب است هنوز دل « شوريده » بود بارقهء عين يقين * فتح او روزنهء جلوهء باب است هنوز

رباعى

يا رب ز نهان ما تو هستى آگاه * درد است فزون و چاره بنما اللّه درماندهء غفلتيم ما را درياب * لا حول و لا قوّة إلّا باللّه