تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2015

مساهمون:

ص٢٠١٥
شارل بودلر شاعر فرانسوى را در سال 1334 ترجمه و به‌چاپ‌رسانيد و به زودى با تجديد نظر همين اثر طبع خواهد شد . دكتر شمس ، صرف‌نظر از مقالات علمى و پزشكى كه در مجلهء آخرين اطلاعات پزشكى و چند مجلهء پزشكى ديگر از او چاپ شده ، دو كتاب با نامهاى " درمان بيماريهاى كودكان " و " ويتامين يك " تأليف و به نشر آن توفيق يافته است . دكتر شمس در سال 1368 به علت بيمارى و يك ماه بسترى شدن ، بهبود نسبى يافت و بار ديگر به فعاليت پزشكى خود ادامه داد و شعر " پيام مرگ " يادگار روزهاى بيمارى اوست . وى هم‌اكنون در تهران سكونت دارد و ضمن تعليم و تربيت فرزندانش ، به تدوين اشعار خود پرداخته و قرار است آن را در دسترس علاقه‌مندان شعرش قرار دهد . دكتر شمس شاعرى توانا و خوش‌قريحه است و در سرودن شعر كلاسيك و نو هر دو طبع‌آزمايى مىكند و بيشتر به سرودن غزل تمايل نشان مىدهد و شعرش از لطف كلام و مضمون خوب مشحون است .

ديار راز

چرا از باغ ياد من مدام آواز مىآيد * نسيم آرام مىنالد ، صداى ساز مىآيد ! ؟ دمادم مىبرد برگ درختان را خزان امّا * كه آب رفته گو در جو ، هراسان باز مىآيد ! دريغا صدق عشق او عيان من نشد هرگز * دل بيچارهء من از ديار راز مىآيد !
* *
شتابان پاره‌سنگى از بن ديوار مىخيزد * كلاغ از شاخهء انجير در پرواز مىآيد شراب ارغوان در آستان سال مىجوشد * گل ديباچهء اسفار در آغاز مىآيد ! خيال او نهان با درد ديرين راز مىگويد * درون سينه‌ام ، آشفته‌اى غمّاز مىآيد چرا در بارگاه خسروان ، افسانهء شيرين ؟ * كه حرف حق اگر هم تلخ افسون‌ساز مىآيد !

درخت عمر

درون خانهء من ، غصّه قصّه‌گو شده است * نسيم حادثه پيك پيام او شده است به عقل مژده ده اى دل كه خنجر ملكوت * به سنگ سينهء ديوانه‌خو ، فرو شده است ! نه آب گريه كه بگشايدم تبسّم اشك * كه ابر حسرت من عقده در گلو شده است
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2015 | سيد محمد باقر برقعى