كشتى نجات
اى درد بىدواى من اى آفت دلم * مشكل غميست درد من اى حلّ مشكلم
افتادهام ز چشم تو دانم بسان اشك * شادم كه زير پاى تو شد عاقبت گِلم
در بحر غم فتادهام اى كشتى نجات * دارم اميد آنكه رسانى به ساحلم
طوفان شود ز ديدهء من اشك شوق من * افتاده بس صلابت عشق تو در دلم
مانند مرغ بىپروبالم در اين قفس * كى چنگ تيز بار هوس ، مىكند و لم
دور از توام چو ماهى افتاده روى خاك * اى آب جاندهنده مرو از مقابلم
سوزم بسان لالهء صحرانشين به دشت * با هر نسيم لرزه فتد بر شمايلم
بس آه جانگداز « شكيبا » كشى چونى * ترسم كه بگسلد ز هم آخر مفاصلم
سرو ناز
باغ و بستان بىتو كى دارد صفا اى سرو نازم ؟ * بىتو تا كى من بسوزم ، بىتو تا كى من بسازم ؟
كى كند آواى بلبل شادمانم بىتو اى گل * كى نسيم نوبهارى بىتو باشد دلنوازم ؟
اى ز ديده دور و وى نزديكتر از جان به من * اى نفس ، اى روح ، تا تو با منى من ساز سازم
روز و شب انديشه و فكر و خيال من تو هستى * اى بنازم فكر تو كرده ز عالم بىنيازم
اى رخت روشنگر دلها ، نگر چون شمع روشن * گوشهاى در محفلت گريان و در سوز گدازم
در دلم دارم نهفته دردها ، محرم ندارم * تا كه بتوانم بگويم يك ز صد از درد و رازم
روى بر من كن بده فرمان هرآنچه ميل دارى * چون تو محمود زمانى ، من نه كمتر از ايازم
اشك خورشيد و مهى اى زهرهء صبح اميدم * طلعت روى تو در عالم نموده سرفرازم