ليك من خواهم دفاعى كرده باشم از وطن * فاش گويم آنچه را گفتن نشايد در ، دكن
كز همين يك نكته داند فرق بين نحس و سعد * نحس كيوان را و تأثيرش شناسد زين به بعد
* *
گفت كيوان ملك من را نيست در عالم عديل * چون بريتانى شد از او ملك عالم را كفيل
چيست بهر نحسى كيوان از اين بهتر دليل * كو نمودهست از نحوست نصف عالم را ذليل
بلكه دنيا را بريتانى درآورده به رقص * زان كه اهل ملك كيوان راست در گفتار نقص
* *
آنچنان او اهل ملك خويش را بىدرد كرد * از نحوست مردمان را از وطن دلسرد كرد
روى سرخ شيرمردان از نحوست زرد كرد * تا كه رو به ، خاك نرمى ديد آنجا گرد كرد
ريخت اندر ديدهء همسايگان بس گرد و خار * روز روشن گشت اندر چشمشان چون شام تار
* *
طوطى هندوستان گويد ز بلبل بهتر است * هركه باور كرد اين گفتار او ، خوشباور است
چون شد اندر بند طوطى يكسخن را رهبر است * بلبل ما را هزاران شور و سودا در سر است
كز نواى او بشر آموخت درس انقلاب * غنچه از غوغاى بلبل كرد دور از رخ نقاب
* *
داشت طاوس تو بر مرغان ايران امتياز * گر توانستى كنى دور از وى آن پاى دراز