كشتن « طهماسبى » « 2 » و قتل كاشف را ز ياد * كى برد ايران كه هست اين ناز شست اوستاد
مرگ اندر راه استقلال باشد زندگى * دادن جان با شرافت به بود از بندگى
* *
حقّهء وافور با انفيّهء هندوستان * هر دو را بينم كه ده سال دگر رفت از ميان
پير چون شد ملّتى درد فراوان گيرد آن * چشم تو روشن كه ايران مىشود از نوجوان
در پناه سايهء تدبير شاه پهلوى * ملك ايران باز مىگيرد جوانى و نوى
* *
اى كه گفتى هند باشد بهر ايرانى پناه * آرى از نادر پذيرايى نمود و از سپاه
تخت و تاج ملك خود انداخت اندر پاى شاه * در عوض ايران همايون شاه را با عزّ و جاه
كرد مهمان و نوازش داد و همراهى نمود * تا در بخت و سعادت را به روى او گشود
* *
گفتى اندر ملك كيوان نيست نه اشتر نه خر * وان در ايران است از هندوستان خر بيشتر
بهر معنى خر اندر هر لغت كردم نظر * گفتهاند او را كه حيوانيست رام و باربر
هان ببين از روى انصاف و هنر اى مرد رند * بيشتر خر اندر ايران است يا در ملك هند ؟
هامش
( 2 ) - طهماسبى ، مقصود سرلشگر عبد اللّه خان امير طهماسبى وزير راه بود كه الوار او را كشتند .