تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1988

مساهمون:

ص١٩٨٨

منزلت امير

زلفت چو كمان و تير گيرد * هر گوشه بسى اسير گيرد باد ار گذرد به چين زلفت * عالم همه در عبير گيرد چشمت به يكى كرشمه صددل * از دست جوان و پير گيرد هر لحظه ز بهر صيد دلها * تركان كمان و تير گيرد زان بر سر راه او نشستم * تا دست من فقير گيرد نبود عجب از گدا « شكسته » * گر منزلت امير گيرد

خوش آن روزها

اى خوش آن روزها كه با دل شاد * يك‌دم از كار باز ننشستم تا دميدى سپيده‌دم ، هر شب * شاد و خرّم ز جاى مىجستم بودم انديشه آنكه در گيتى * كار دارد بلند يا پستم شوق كار ار نبود در بر من * دل به اين زندگى نمىبستم مرگ تلخ است از اينكه چون آيد * هيچ كارى نيايد از دستم

رباعى خطاب به احمد شاه

شاها ايران ز دست ايرانى رفت * چونان كه عراق از كف عثمانى رفت در مجلس چارم ، ار نشد ، در پنجم * خواهى ديدن كه آنچه مىدانى رفت

برخيز و ببين

نادر ز جاى خيز و بيا ، درد ما ببين * گلگون سرشك ما به رخ زرد ما ببين بهر وطن به رزم چو مردان ، زنان ترك * در خواب مانده ملّت خون‌سرد ما ببين بيدار گشت ملت افغان و گرم كار * در خواب ناز مانده زن و مرد ما ببين ويران « كبود » « 1 » و آباد دست روس * اى پادشه ، نسا و ابيورد ما ببين
هامش
( 1 ) - كبود گنبد : شهركى كه حاكم‌نشين كلات است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1988 | سيد محمد باقر برقعى