شفيعى ( 1296 )
هارون شفيعى در سال 1296 هجرى شمسى در قريهء عنبران اردبيل در خانوادهاى روحانى و عارفپيشه قدم به عرصهء وجود نهاد . پدرش نجم الدّين عالمى وارسته بود ؛ لباس روحانيت دربر نداشت ، اما مورد تكريم و احترام مردم بود . مادرش بانو حميرا « 1 » زنى فاضله و اديبه و شاعره بود ، وى دختر عارف بزرگ شيخ على طالشى و خواهر شيخ محمد سعيد نقشبندى است .
شفيعى به مدرسه نرفت و تحصيلات خود را بيشتر نزد مادرش فراگرفت و چندى خدمت سيد محمد طاهر قرشى به تحصيل عربيت پرداخت . وى از زندگى و تحصيلاتش برايم چنين نگاشته است :
« من در عمر خود حتى يك روز به مدرسه نرفتهام ، تحصيلاتم در خدمت مادرم بود ، ابتدا وظيفهء اطفال و بعد كتاب اخلاق مصور و سپس كتاب عربى مفتاح اللسان و بعد
هامش
( 1 ) - بانو حميرا همان گونه كه نوشتم زنى اديبه و فاضله و شاعره بوده است و علاقه داشتم كه از اين بانوى عالمه در اين كتاب ياد كنم و از اشعارش استفاده و فصلى مستقل به نامش باز نمايم ، اما دريغ از وى بيش از يك غزل كه در زير نقل مىشود چيزى به دست نيامد . و اين است آن غزل :صحنهء هستى به غير از خاكدانى بيش نيست * سعى مردم جز براى آب و نانى بيش نيست
اين همه بار گران بر دوش مورى همچو من * در ميان عرصهء عشق امتحانى بيش نيست
قلب خونآلود من در سينهء پرآتشم * تيرباران حوادث را نشانى بيش نيست
زندگى هرچند تلخ است و تحمّلناپذير * در قبال عالم جاويد آنى بيش نيست
بيش از اين بار گران درد بر دوشم منه * بيشتر بار تو را تابوتوانى بيش نيست
رنج بردم تا به بازار جهان سودى برم * ديدم آخر حاصل رنجم زيانى بيش نيست