با چه برهان و دليل اين گفته مىگردد درست * اى برادر اين سخن هرگز نباشد باورى
باب فردوسى نه شه بود و نه مير و نه وزير * تا كند تاريخ ميلاد پسر را دفترى
در كجاى شاهنامه گفته فردوسى مرا * در فلان تاريخ كرده مهد گيتى مادرى
جمله استادان نظمآور مديح آوردهاند * از ابيورد و قم و شيراز و شروان و هرى
شاعر استاد خاقانى حكيم بىبديل * آنكه با آن چار تن دارد مقام همسرى
با چنان كرّ و فرى كو راست در ملك سخن * كرنش آرد پيش او چون بنده پيش تنگرى
گر بدى از وى حسن در درگه محمود گفت * روزگار هر دو گشت اندر بد و نيك اسپرى
آن نشد دار السّرور و اين نشد بئس المصير * آن شد از نيكونهادى وين شد از بدگوهرى
كو حسن تا بنگرد نوبت زن بام فلك * مىزند در قصر فردوسى به سنج سنجرى
در قصور بىقصور شعر او نايد شكست * گر شكست افتد به خوان خان و قصر قيصرى
يازده بر چارصد چون شد فزون در باغ خلد * رفت فردوسى طوسى از سراى عنصرى
گر نخواندندى به تقصير سخن بر او نماز * قدسيان كردند اندر ماتمش نوحهگرى
هركه تاريخى جز اين در دست دارد گو بيا * بنده حاضر هستم از داور براى داورى
در ميان گفتگوها اين سخن ناگفته ماند * گر بگيرندش سخنسنجان عالم سرسرى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1945
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٩٤٥