تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1944

مساهمون:

ص١٩٤٤
خاك طوس از مَضجَع فردوسى نيكونهاد * قرنها شد همسرى دارد به چرخ چنبرى آرى آرى اين همان فردوسى طوسى بود * كافتاب اندر شبستانش نمايد مجمرى گرنه فردوسى درى مىكرد از شهنامه باز * بسته بودى روى ما دَرهاى دُرهاى دَرى گرنه فردوسى به شمشير سخن مىبرد دست * مغفر كندآوران كردى به سرشان معجرى هركجا خواهد نمايد پهلوانى در سخن * بر سر دوشيزگان معجر نمايد مغفرى آزمودندش چو گفت از آزمايش مصرعى * در رديف عسجدى و فرّخى و عنصرى در ميان چارصد شاعر به او آمد درست * نظم شهنامه پس از اين شاهكار شاعرى مىنمايد چون دو ايرانى به يكديگر نبرد * گر رعيت‌زاده باشد يا كه باشد لشكرى گشت چون مغلوب آن يكديگرى در روز جنگ * روزگارش را سر آرد در لباس سرورى اول هر داستان و آخر هر قصّه‌اى * وعظ و توحيدش نمايد رهروان را رهبرى پيروان دين حق او را موحّد خوانده‌اند * چون محمّد را ستايش كرده در پيغمبرى قصّهء يوسف ازآن‌رو گفت در راه حجاز * تا به او از راه دين تهمت نبندد مفترى روز و شب مهر و مهش اندر ركوعند و سجود * چون سرآمد روزگار او به مهر حيدرى آنكه ميلاد وِرا در سيصد و پنجاه و سه * انتشار از بىتميزى داده و بىمشعرى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1944 | سيد محمد باقر برقعى