بىتو گذشت لحظهها سنگين و سرد است * در انتظارت كار دل ساعتشماريست
ازبس فريبش دادهام با صبر و اميد * دل با من امشب بر سر ناسازگاريست
داغ هزاران بوسه روييدهست بر دار * شرط نخست عشقبازى سربداريست
احرام عشق
پر مىزند دل در فضاى بام عشقت * اين مرغ وحشى عاقبت شد رام عشقت
پروانهآسا در كنار شمع يادت * مىسوزم از پايان نافرجام عشقت
دست من و دامان مى ، ساقى خدا را * مپسند بيش از اين دلم را خام عشقت
در كعبهء حسنت ز هستى دل بريدم * بر قامت دلبستهام احرام عشقت
پروازوار انديشه هرگز در سرم نيست * آن صيد بىبالوپرم در دام عشقت
با تير مژگان كشتن عاشق روا نيست * ترسم « ظهير » آخر شود ناكام عشقت