تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1912

مساهمون:

ص١٩١٢

شباب ( 1312 - 1232 )

محمد جواد كرمانشاهى ، متخلص به شباب ، در سال 1270 هجرى قمرى در كرمانشاه ( باختران ) از مادر زاد و در زادگاه خود به تحصيل علوم قديمه پرداخت و از افاضل آن شهر كسب دانش كرد و در جوانى فنون سوارى و تيراندازى را آموخت و از همگنان در اين زمينه پيشى جست و مهارت خود را نشان داد . شباب در سال 1304 شمسى روزنامهء فصاحت را تأسيس و منتشر كرد و چند سالى نيز توفيق نشر آن را يافت . از آثار نظمى او شكرستان و مخزن لآلى به‌چاپ‌رسيد . شباب شاعرى توانا بود و در سرودن قصيده و تغزل به سبك اساتيد تركستانى ( خراسانى ) استاد بود و در غزلسرايى در مايه و شيوه هندى سرايش مىكرد و در هر دو قسمت از مهارت و توانايى برخوردار بود . او در سال 1312 شمسى بدرود حيات گفت و جنازه‌اش را به نجف انتقال دادند و در آنجا مدفون شد . كليات اشعار شباب متجاوز از پنجاه هزار بيت مىباشد ، شامل منظومه‌هاى زير : نشاط شباب ، چشمهء نوش ، دبستان معرفت ، تير شهاب ، پريشان ، لسان العاشقين ، و كيمياى سعادت .

نرگس بيمار

اى دل ! امشب انتظار وعدهء دلدار دار * كم تو نيز آخر سرشك از ديدهء خونبار بار سينهء سينا شود بزم من آن رشك‌پرى * برفروزد گر در او از چهر چون گلنار انار نرگس بيمار وى با مار زلفش خو نمود * كى شنيدستى كه گيرد انس با بيمار ، مار ؟ مىزند نيشم به دل از مژه آن غمخوار دل * واى بر دل مىخلد به روى چو از غمخوار ، خار