شهنامه نادرى ( محمد على طوسى ) و ديوان صفاى اصفهانى را تصحيح و تحشيه كرد و با مقدمهاى به چاپ رسانيد . همچنين كتاب آداب الحرب و الشّجاعة مبارك شاه را كه حدود سال ششصد هجرى تأليف شده است تصحيح و تحشيه و چاپ نمود و كتاب گلستان هنر قاضى مير احمد منشى قمى را نيز تصحيح كرد و سفارت فرنگستان امير نظام گروسى و ديوان اشعار درويش عبد المجيد شكستهنويس را تصحيح نمود .
اشعار زير نمونههايى از نظم اوست :
افسانهء عمر
دردا كه نوبهار جوانى چنان گذشت * كز آن مرا به گلشن هستى نشانه نيست
با من مگو حكايت پيرى كه پيش من * جانكاهتر ز قصّهء پيرى فسانه نيست
* *
پيرى رسيد و موى سياهم سپيد گشت * بر چهرهام ز فرّ جوانى اثر نماند
نيرو ز جسم و جان شد و از دل توان برفت * در ديدهام فروغ اميدى دگر نماند
* *
من صيد خسته جانم و صيّاد از جفا * بندم به پا نهاده و بالم شكسته است
با پاى بسته رخصت پرواز مىدهد * صيّاد من كه خود به كمينم نشسته است
* *
دوران عمر خواب و خيال است لاجرم * اين خواب و اين خيال بسى زود بگذرد
چونان كه عهد خردى و گاه شباب رفت * اين رنج و درد پيرى موجود بگذرد
* *
طاقت نماند و صبر نماند و توان نماند * بارى شكست پشت مرا بار زندگى
غم بود و رنج و حسرت و اندوه جانگزا * هر فصل و باب دفتر و طومار زندگى
* *
ديدى گذشت عمر تو و من دريغ و درد * كز عمر رفته حاصل ما غير غم نشد
در زندگى اگرچه فزوديم جدّوجهد * رنج حيات و محنت ايّام كم نشد
* *
شاخ اميد ما ز چه در باغ زندگى * جاى گل و سمن خس و خاشاك مىدهد
گر جان بود عزيز « سهيلى » چرا اجل * آن را ز ما گرفته بها خاك مىدهد