سهيل ( 1339 )
سيد حسن ثابت محمودى ، شاعر و نويسندهء توانا ، در يك خانوادهء خراسانىنژاد ، در تهران چشم به جهان گشود . پس از فراغت از تحصيل به كار مطبوعاتى روى آورد و هماينك نيز در مجلهء اطلاعات جوانان قلم مىزند .
محمودى چون داراى قريحهء شاعرى بود آنگونه كه خود مىگويد ، مهرداد اوستا و حسين آهى او را به وادى شعر كشاندند و با فنون شعر و رموز آن آشنايش ساختند و در اين رهگذر به توانايى و مهارت رسيد و مجموعهاى نيز از اشعارش به نامهاى " دريا در غدير " و " فصلى از عاشقانهها " طبع و نشر گرديد .
محمودى در شعر تخلص سهيل را برگزيد ، اما كمتر از اين تخلص در شعر استفاده مىكند . وى چون از حافظهاى قوى برخوردار مىباشد ، بسيارى از اشعار شعراى متقدم و متأخر را در حافظه دارد و براثر مطالعاتش در دواوين اساتيد متقدم در نقد شعر نيز بصيرت يافته است .
سهيل شاعرى است كه براثر دشواريهاى زندگى و سختى معيشت از خلال نوشتهها و شعرهايش سايهاى از يأس و حرمان و غم و اندوه مشاهده مىشود . در شرحى كه براى نگارنده به وسيلهء شاعرهء خوشذوق و ارجمند ، خانم غزل تاجبخش ارسال داشته ، از زبان شاعرى چنين آغاز سخن مىكند :
ما و مجنون همسفر بوديم در صحراى عشق * او به سرمنزل رسيد و ما هنوز آوارهايم
« اگر باور كنيد ، متولّد زمستان 1339 هستم ، همهء اين سالها را در زمهرير اندوه تنفس كردهام و در انجماد فصل باليدهام ، نگاهم از همان فصل اول ، به دنبال آتش بود كه شعلههاى سركش آن ، جان خودم و ديگر همراهان مانده در شب قطبى را گرما مىبخشد .