به رعد و برق به رنگين كمان به درّه به كوه * به بازتاب غزلهاى ناب گوش كنيم
هزارويكشب من بازهم بيا باهم * به لاىلاى دلانگيز خواب گوش كنيم
ميان كوه در اين قهوهخانه دور از غم * به جنگ رستم و افراسياب گوش كنيم
تماشاى بهار
رسيد مژده كه از كوچه يار مىگذرد * دلا بيا به تماشا بهار مىگذرد
فضاى كوچه به يكباره گشت عطرآگين * هوا ز صافى گيسوى يار مىگذرد
بيا عبور سپيد سپيده را درياب * ببين چگونه از اين حجم تار مىگذرد
دوباره كرده به سر چادر سپيدش را * كه با تلألؤ يك آبشار مىگذرد
غزال مىگذرد مثل يك غزل كه شبى * ز طبع شاعر شبزندهدار مىگذرد
گه آنگه است كه دعوت كنى به خانهء ما * كه عمر ما همه در انتظار مىگذرد