ز اشتياق وصال تو اى سپيدهء من * به پاى خستهام امشب شتاب مىريزد
ز ياد چهرهء خورشيدىات گلا هر شب * به آسمان خيالم شهاب مىريزد
بگو بگو كه صداى تو لاىلاى شب است * به چشم باز من خسته خواب مىريزد
ز چشم آبى ناز تو نازنين امشب * به دفتر غزلم شعر ناب مىريزد
هالهء هلال
شكل هر چيز در كمال خوش است * عشق در لحظهء وصال خوش است
يار در اوج و من به كنج قفس * دل بيچاره با خيال خوش است
در مرام پرنده و پرواز * پر زدن نيز با دو بال خوش است
فقط از باغ سبز سينهء دوست * چيدن ميوههاى كال خوش است
ميوهء سينهاش نوالهء ماست * خوردن لقمهء حلال خوش است
دوش پرسيدمش ز منظر خوش * گوش كن پاسخ سؤال خوش است
با اشارات ابروانش گفت * منظر هالهء هلال خوش است
چشم خود باز كرد و غرقم كرد * غوص در چشمهء زلال خوش است
معنى عشق
عشق يعنى لطيف يعنى ابر * عشق يعنى سكوت يعنى صبر
عشق يعنى سكوت معنىدار * عشق يعنى تلاش يعنى كار
عشق يعنى حيات يعنى نور * عشق يعنى شفاى ديدهء كور
عشق يعنى جوانه يعنى خاك * عشق يعنى زلال يعنى پاك
عشق يعنى پيام خاك به برگ * عشق يعنى حيات بعد از مرگ
عشق يعنى چراغ سبز عبور * عشق يعنى نگاه غنچه به نور
عشق يعنى نهايت يك موج * عشق يعنى گذر به نقطهء اوج
عشق يعنى نواى نالهء نى * عشق يعنى شبان و هىهى وى
عشق يعنى صراحت گفتار * عشق يعنى سرى به رفعت دار
عشق يعنى تلاقى دو نگاه * عشق يعنى غزل ولى كوتاه
* *