مرد و زن در اين خرابآبادشهر * هر طرف با سنگ و با مشتم زنند
تا به گورستان برم اين لاشه را * با همان سنگى كه بر پشتم زنند
* *
شد نشان آشنايم اين نشان * زندهاى از زندگى بيگانهاى
آفت دنياى خوشبختان شهر * تيرهبختى - غافلى - ديوانهاى
بر گور تو
شاهين كوهسار ز جا خيز خاك ره * كى خوابگاه مرغ بلندآشيان شود
برخيز تا دوباره پيام بلند چرخ * آواى دلنشين تو هر سو عيان شود
* *
در انتظار ديدن لبخندهاى تو * اينك بهپاى كوه « اتاكو » « 1 » نشستهام
بازآى اى عقاب قوىپنجه زان كه من * بر درگهت نشسته پريشان و خستهام
* *
برخيز تا به ملك تو هردم به كوى دوست * « افسانه » اميد تو را بازگو كنيم
« رؤيا » ى عشقهاى دلانگيز و مهر تو * « در خندهء سپيدهدمان جستجو كنيم »
* *
برخيز اى « الهه » ى « انديشه » هاى عشق * فرياد شوق و نغمه دريادلان ببين
در گيرودار زير و بم و التهاب موج * طغيان رود سركش و جبر زمان ببين
* *
برخيز كز سكوت تو بشكستهام سكوت * تا آورى حكايت جانسوز ما به ياد
نور حياتپرور خورشيد زندگىست * بر گور تو ز ديده سرشكى كه اوفتاد
هامش
( 1 ) - اتاكو - اهتكو : منطقهاى در رشتهكوههاى رانكوه است كه روستاهاى ديوشل ( دويشل ) و ملاط لنگرود در دامنههاى آن قرار دارند .