ايران ( 1348 ) ، تاريخ و جغرافياى طالقان ( 1348 ) ، نقش الگوها در تربيت ( 1359 ) ، بازگشت با اميدهاى نو در دنياى اسلام ( 1359 ) ، نهضتهاى روستايى در ايران ( 1360 ) ، سرزمين و مردم گيل و ديلم ( 1356 ) ، تربيت و تعليم دينى دو جلد ( 1354 ) ، آموزش دينى از آغاز تا عصر حاضر ( 1356 ) ، گيلان از آغاز تا انقلاب مشروطيت ( 1367 ) ، و نيز چند اثر ديگر تأليف نمود كه هنوز به چاپ نرسيده است ، مانند : بهسوى خورشيد ، تاريخ قرامطه ( ترجمه از عربى ) ، دكتر حشمت و انديشهء اتحاد اسلام در جنبش جنگل .
رنگ خون ما
تا زنده است آتش سوز درون ما * سوزد بسان شمع دل لالهگون ما
آسوده مىشديم از اين گيرودارها * با ما اگر نبود در اين ره جنون ما
زندهست اين شراره مگر پردهدار صبح * در هر سپيده جلوه دهد رنگ خون ما
اى كاروان خسته بپاخيز و پيش رو * هرگز نبود مصلحتى در سكون ما
از كوه طور موسى عمران فرود آى * بنگر به آتشى كه بود رهنمون ما
باشد حكايت يد و بيضا اشارتى * بر جلوهء و فروغ شرار درون ما
هرگز بهسوى غير نبرديم دست عجز * همّت نگر كه گشت جهانى زبون ما
با ما « سفير » گو چه كسى همدمى كند * جز آتشى كه سوخت درون و برون ما
قطره
قطرهاى شد جدا ز دريايى * تا مگر ره به كهكشان يابد
همنشين ستارهها گردد * در دل مهر آشيان يابد
* *
نورباران چه شد بساط زمين * چهرهء آفتاب گشت عيان
قطره از جاى خويشتن جنبيد * رو به بالا نمود رقصكنان
* *
بر سر راه در نشيب و فراز * ديد مانند خويشتن بسيار
كه به اميد هريكى پى وصل * از سر و جان گذشت و داد قرار
* *