تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1777

مساهمون:

ص١٧٧٧

سعيد

سيد على نجفىزاده ، متخلص به سعيد ، فرزند سيد محمد صادق ، معروف به آقا مجتهد سعيد ، در شهر خوانسار ديده به جهان گشود . هفت‌ساله بود كه به اتفاق پدرش به اراك مهاجرت كرد و تا هفده‌سالگى به تحصيل دانش پرداخت و از محضر فضلاى آن شهر كسب فيض كرد و فنون شعر و ادب را نيز آموخت . سعيد پس از چند سالى كه در اراك به فعاليت مطبوعاتى پرداخت به تهران عزيمت كرد و با مطبوعات همكارى نمود و با انتشار آثار نظم و نثر جاى خود را باز كرد و از اين رهگذر چندى معيشت نمود . در سال 1324 براى ديدن خانواده‌اش به اراك مراجعت كرد و مسئوليت و سردبيرى روزنامهء اراك را به‌عهده گرفت و با نشر مقالات و اشعار در آن روزنامه موقعيت روزنامه را بهبود بخشيد و رونق داد . سعيد از كودكى قريحهء شعر و شاعرى داشت و از كلاس پنجم ابتدايى به سرودن شعر پرداخت . پدرش كه در آن موقع فرهنگى بود و به كار تدريس اشتغال داشت در تشويق فرزند كوشيد و در سال 1325 نخستين مجموعه اشعارش كه بيشتر آن مربوط به دوران كودكى است به نام " شكوفه‌ها " منتشر ساخت و دومين اثر خود را " ديوان سعيد " نام نهاد كه در سال 1331 طبع و نشر شد . سعيد در سرودن انواع شعر تواناست و آثارش شامل اشعار اجتماعى و ادبى و فكاهى و انتقادى مىباشد . نمونه‌هاى زير از نظم اوست :

لعل سخنگو

من گرفتار قد و قامت دلجوى توام * مرغ بىبالم و زنجير به گيسوى توام
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1777 | سيد محمد باقر برقعى