تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1773

مساهمون:

ص١٧٧٣

سروى ( 1310 )

حسن سروى ، فرزند حبيب اللّه در سال 1310 هجرى شمسى در يك خانوادهء كشاورز و آسيابان در روستاى فين كاشان چشم به جهان گشود ، در پنج‌سالگى به مكتب ملا جواد رفت و دروس متداوله مكتب را فراگرفت و در سال 1318 به دبستان امير كبير در فين سفلى رفت و به قول خودش « مدرسه در چهار كيلومترى فين عليا بود و روزى چهار نوبت با پاى پياده به دبستان مىرفتم و تا كلاس چهارم به همين ترتيب در اين مدرسه گذراندم » . ازآن‌پس به كاشان رهسپار گرديد و در مدرسهء حكمت به تحصيل ادامه داد و پايان‌نامهء ششم ابتدايى را دريافت كرد . وى مىگويد « از آنجايى كه كسب و كار را دوست داشتم و پدرم پير و ناتوان بود و ديگر نمىتوانست در كشاورزى و باغبانى فعاليتى داشته باشد ، ناچار مدرسه را ترك كردم و به كار پدر پرداختم تا شيرازه زندگى از هم نپاشد » . سروى در سال 1329 به استخدام آموزش و پرورش درآمد و ضمن تدريس در مدارس سرپرستى باغ تاريخى فين را نيز عهده‌دار گرديد و از حضور رجال علم و شعر و ادب بهره‌مند گرديد . سروى از سال 1325 به شعر و شاعرى پرداخت و به علت اشتغالاتش كمتر در انجمنهاى ادبى شركت مىجست و در سال 1351 به عضويت انجمن ادبى صبا درآمد و در همان سال خود به تشكيل انجمن ادبى همت گماشت و جمعى از دوستان شاعرش از كاشان در انجمن حضور مىيافتند و در جنب باغ فين در محل سروىسرا جلسات انجمن بر پا مىگرديد . سروى عقيده دارد : « اگر شعر از چاشنى عشق و عرفان خالى باشد شعر نخواهد بود و شاعر عمرش را بيهوده صرف كرده است » . سروى كه در شعر با نام خانوادگىاش تخلص مىكند در نوشتن خطوط نستعليق و