تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1771

مساهمون:

ص١٧٧١
مانند « خمينى » كه چو شد و اصل جانان * بىغصّه و تشويش از اين دار جهان رفت گر رهبر ما رفت ، بيامد خلف الصّدق * « عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت » عيد رمضان « خامنه‌اى » بعد « خمينى » ست * « صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت » « سروى » رمضان بوده و باقيست به دنيا * اين عمر من و توست كه چون آب روان رفت

گنج در ويرانه

زينب آمد شام را يكباره ويران كرد و رفت * اهل عالم را ز كار خويش حيران كرد و رفت در ره شام بلا ، آن دل‌غمين از كربلا * هركجا بنهاد پا ، فتح نمايان كرد و رفت با لسان مرتضى ، از ماجراى نينوا * خطبه‌اى جانسوز اندر كوفه عنوان كرد و رفت فاش مىگويم كه آن بانوى عظماى دلير * از بيان خويش ، دشمن را پشيمان كرد و رفت با فداكارى و جانبازى به راه كردگار * دين جدّ خويش را مشهور دوران كرد و رفت با كلام جانفزا ، اثبات دين حق نمود * عالمى را دوستدار اصل ايمان كرد و رفت بر فراز نى چو آن قرآن ناطق را بديد * با عمل آن بىقرين تفسير قرآن كرد و رفت خطبه‌اى غرّا بيان فرمود در كاخ يزيد * كاخ استبداد را از ريشه ويران كرد و رفت در ديار شام ، بر پا كرد از نو انقلاب * سنگر استمگران را سست بنيان كرد و رفت زين خطب ، اتمام حجّت كرد بر كافردلان * غاصبين را مستحقّ نار نيران كرد و رفت