از كلام حقپسندش ، شد حقيقت آشكار * اهل حق را شامل الطاف يزدان كرد و رفت
شام غرق عيش و عشرت بود هنگام ورود * روز رفتن شام را شام غريبان كرد و رفت
چون رقيّه شد شهيد او را همانجا دفن كرد * گنج را در گوشهء ويرانه پنهان كرد و رفت
ز آتش دل ، بر مزار دختر سلطان دين * در وداع آخرين ، شمعى فروزان كرد و رفت
چون به دشت كربلا آمد به وقت بازگشت * گريهها بر تربت پاك شهيدان كرد و رفت
در مدينه تا بيان فرمود شرح حال خويش * دوستان را زان مصائب ديده گريان كرد و رفت
با غم دل چونكه مىشد وارد بيت الحزن * « سروى » دلخسته را محزون و نالان كرد و رفت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1772
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٧٧٢