جان كردهاى نثار و به جانان رسيدهاى * مسندنشين جنّت رضوانى اى شهيد
رمز محبّتى تو ، و جانمايهء اميد * مفهوم عشق و معنى ايمانى اى شهيد
تنها نه انقلاب ز سعى تو پا گرفت * دين را هماره يار و نگهبانى اى شهيد
دارد « خمينى » از تو بسى فخر چونكه تو * در انقلاب پايه و بنيانى اى شهيد
اى بوسهگاه رهبر ما دست و بازويت * مانا كه خود مدافع قرآنى اى شهيد
تو قلب پرتحرّك اين انقلاب را * خون روانه در رگ و شريانى اى شهيد
اى آنكه كردگار ، تو را خونبها بود * خود مظهر شرافت انسانى اى شهيد
گر شد خدا وكيل تو در خاندان تو * شايستهء عنايت يزدانى اى شهيد
من بر تو رشك مىبرم آنجا كه صبح و شام * در پيشگاه قادر سبحانى اى شهيد
اى قبله تو مرقد ششگوشهء حسين * در كربلاى جبهه ، تو قربانى اى شهيد
چون خاتم شريف شفاعت به دست توست * در روز رستخيز ، سليمانى اى شهيد
« سروى » شد از عنايت تو سربلند و گفت * در پيكر مقدّس دين ، جانى اى شهيد
ماه خدا
چون ماه خدا و مه رحمت رمضان رفت * از پيكر دلباختگان دل شد و جان رفت
ماه رمضان آمد و امّيد به دل ريخت * چون رفت ز جانها همگى تابوتوان رفت
آنكس كه در اين مه سر تسليم و رضا داشت * گر رفت ز دنيا بهسوى باغ جنان رفت
آنكس كه نشد شامل او رحمت اين ماه * چون رفت به حسرت ز جهان گذران رفت
وانكس كه نيامد به سر سفرهء رحمت * با پيكر افسرده و با بار گران رفت
اين ماه كه باشد مه بخشايش و رحمت * آثار گنه از دلوجان همگان رفت
اين ماه كه باشد مه غفران و عنايت * بايد به طلبكارى سرخطّ امان رفت
ماه رمضان دعوت عام است ز يزدان * بايد كه به مهمانى حق با دلوجان رفت
برخيز به هر نيمهشب از بهر تهجّد * بايد به بر دوست به هر نيمه شبان رفت
حق كرده ضمانت كه ببخشد گنهت را * برخيز كه بايد پى تحصيل ضمان رفت
در ترك گنه كوش و بريز اشك ندامت * بىتوبه در خانهء جانان نتوان رفت
از غير خدا چشم بپوشان كه همينجاست * جايى كه نشايد به اميد دگران رفت
جان باد به قربان كسى كو ز سر صدق * هر شب به در خانهء حق توبهكنان رفت