تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1770

مساهمون:

ص١٧٧٠
جان كرده‌اى نثار و به جانان رسيده‌اى * مسندنشين جنّت رضوانى اى شهيد رمز محبّتى تو ، و جانمايهء اميد * مفهوم عشق و معنى ايمانى اى شهيد تنها نه انقلاب ز سعى تو پا گرفت * دين را هماره يار و نگهبانى اى شهيد دارد « خمينى » از تو بسى فخر چون‌كه تو * در انقلاب پايه و بنيانى اى شهيد اى بوسه‌گاه رهبر ما دست و بازويت * مانا كه خود مدافع قرآنى اى شهيد تو قلب پرتحرّك اين انقلاب را * خون روانه در رگ و شريانى اى شهيد اى آنكه كردگار ، تو را خونبها بود * خود مظهر شرافت انسانى اى شهيد گر شد خدا وكيل تو در خاندان تو * شايستهء عنايت يزدانى اى شهيد من بر تو رشك مىبرم آنجا كه صبح و شام * در پيشگاه قادر سبحانى اى شهيد اى قبله تو مرقد شش‌گوشهء حسين * در كربلاى جبهه ، تو قربانى اى شهيد چون خاتم شريف شفاعت به دست توست * در روز رستخيز ، سليمانى اى شهيد « سروى » شد از عنايت تو سربلند و گفت * در پيكر مقدّس دين ، جانى اى شهيد

ماه خدا

چون ماه خدا و مه رحمت رمضان رفت * از پيكر دلباختگان دل شد و جان رفت ماه رمضان آمد و امّيد به دل ريخت * چون رفت ز جانها همگى تاب‌وتوان رفت آن‌كس كه در اين مه سر تسليم و رضا داشت * گر رفت ز دنيا به‌سوى باغ جنان رفت آن‌كس كه نشد شامل او رحمت اين ماه * چون رفت به حسرت ز جهان گذران رفت وان‌كس كه نيامد به سر سفرهء رحمت * با پيكر افسرده و با بار گران رفت اين ماه كه باشد مه بخشايش و رحمت * آثار گنه از دل‌وجان همگان رفت اين ماه كه باشد مه غفران و عنايت * بايد به طلبكارى سرخطّ امان رفت ماه رمضان دعوت عام است ز يزدان * بايد كه به مهمانى حق با دل‌وجان رفت برخيز به هر نيمه‌شب از بهر تهجّد * بايد به بر دوست به هر نيمه شبان رفت حق كرده ضمانت كه ببخشد گنهت را * برخيز كه بايد پى تحصيل ضمان رفت در ترك گنه كوش و بريز اشك ندامت * بىتوبه در خانهء جانان نتوان رفت از غير خدا چشم بپوشان كه همين‌جاست * جايى كه نشايد به اميد دگران رفت جان باد به قربان كسى كو ز سر صدق * هر شب به در خانهء حق توبه‌كنان رفت