تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1753

مساهمون:

ص١٧٥٣
فرهنگى و راديويى از جمله مديريت استانها خدمت كرد و سرانجام بازنشسته گرديد . ستوده پس از آنكه بازنشسته شد ، در واحد ويرايش راديو و شوراى شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مشغول خدمت گرديد و آثارى نيز از خود به‌جا گذاشت كه هنوز توفيق طبع و نشر آنها را نيافته است ، از آن جمله : رساله‌اى در علم الحديث از نظر شيعى و سنى ( پايان‌نامه دانشكدهء الهيات ) و تصحيح و تدوين ديوان سيد عبد الرحيم مولوى كرد و رساله‌اى در عروض و قافيه و بديع و تصحيح و تكميل يوسف و زليخاى كوردى ( سروده سيد محمد سعيد كردستانى ) جد اعلايش و نيز ديوان اشعار فارسى و كردى و عربى در قالبهاى متنوع .

گل وفا

بنماى رخ كه عيان شود لمعات جام جهان‌نما * بگشاى طرّه كه بردمد نفحات جان ز جهان ما به لقاى تو بشد از دلم ، شرر غم و ، اثر الم * فتركتنى و جعلتنى متأثّرا متألّما گل من به روضهء دل درآ ، بنشان نهال گل وفا * كه بجز نهال چنان گلى ، به چنين دلى نكند نما دل بىسكون شده جام خون ، ز جفاى دهر و غم مدام * به صفاى سينهء راستان ، مه دل‌ستان كرمى نما بده آن رحيق طرب‌فزا نه قدح‌قدح كه سبوسبو * ببر از دلم غم جانگزا ، نه سهاسها كه سماسما به عتاب ديدهء مست تو ، دل من ربود و نشانه كرد * فَرَمى الحَشا متواتِرا وَ بقَوسِ حاجِبِه رَمى من بينوا به جفا مكُش ، قدم از طريق وفا مكش * سوى بيدلان نظرى فكن مُتَطّفا مُتَبَسّما همه‌شب ز شبنم ديده‌ام ، به سحر دمد گل آرزو * نظرى ستودهء خسته را ، به نظارهء گل و شبنم آ