تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1741

مساهمون:

ص١٧٤١
حرفى ز روزهاى شتابنده حرفى ز لحظه‌هاى نپاييده كز تنگه‌هاى شب‌زده مىآيد كز برج يادها . . . ! پروانه‌هاى شب نيميست از ادامهء يك انسان كه نيم ديگرش دنياى عابريست كه تنها بر دستهاى خالى خود خيره مانده است او در تمام راه مىگشت تا به شعلهء شعرى شايستهء هزارهء شيرين بر بيستون ياد آلاله‌هاى عشق برافروزد - امّا كلام او چون نقش يك گناه بر آيينهء زمان بىرنگ در احاطه تحقير مىشكست . . . ! پروانه‌هاى شب اين حرف اين صداقت گسترده اى كاش در بلندى انديشه‌هاى تو يك‌دم مجال پرزدنى يابد . . . « 1 »
هامش
( 1 ) - از كتاب « پروانه‌هاى شب » كه ضمنا حاصل تجارب شعرهاى نو مىباشد و پروانه‌ها واژه‌هايى هستند كه در آن دوران سياه در شب شناورند . [ سپيده كاشانى ]