تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1668

مساهمون:

ص١٦٦٨

زهرى ( 1305 )

دكتر محمد زهرى ، در شمار شاعران پرشور و باذوق و خوش‌قريحتى است كه آثارش در جرايد و مجلات تهران به چاپ رسيد . وى شرح حال خود را بدين‌گونه براى نگارنده نگاشته است : « نام پدرم عبد اللّه بود و چون در فتح تهران پا در ميان گذاشت و شجاعتى به خرج داده بود ، لقب ضيغم الممالك گرفت و تا زنده بود بدان مىباليد و فرمان آن را عزيز و محفوظ مىداشت . وقتى كه من در سال 1305 شمسى از زن سوم او ، در يك روستاى ساحلى ميان راه چالوس به شهسوار كه استخوان اجداد ما را در دل خاك مرطوب و شنزار خود نهفته بود به دنيا آمدم ، نامم را محمد گذارد تا يادآور اسم پدرش باشم . من چشمان خود را به دريايى گشودم كه تا چشم كار مىكرد ، كبود مىزد ؛ و كودكى خود را در علفزارها و جنگلهاى آنجا گذراندم . هر رقت و سادگى كه در شعر من سراغ مىكنيد ، حاصل ناچيز چهار سال عمر روستايىمنش من ، در سرزمين زادگاهم مىباشد كه هنوز نقش مناظر معجزنماى آن در ضمير نابخودم حك شده است و مىتواند مايهء هزار سال شعرم باشد . بعد از چهار سال ، پدرم به تهران تبعيد شد و از آن روز دربه‌در شديم و يك روز در تهران به شام محتاج بوديم و زمانى دور از يار و ديار در غربت ملاير در تشويش فردا بسربرديم . چند سالى هم در شيراز چون جذام‌گرفته‌ها ، محروم از نشست و برخاست با مردمان ، عمر گذرانديم ؛ تا روزى كه صبح شد و آن‌روز سوم شهريور 1320 بود و ما به تهران آمديم ، اما دير به زادگاه خود بازنگشتيم . از آن زمان گرچه فرجى در كار ما پيدا آمد ، ولى سالهاى دربه‌درى آن‌قدر كام ما را تلخ