نيكروى و پاكرأىاند چشم بر ناسختگيها بپوشند و از جوششهاى جوانى نخروشند . »
از آثار و تأليفات استاد كزّازى است : دُرّ درياى درى ( در بزرگداشت شاعران ايران ) ، زيبايىشناسى ( در دو مجلد ) ، مازهاى راز ، رخسار صبح ( گزارش چامه از خاقانى با ديباچهاى بلند در شناخت او ) ، آتالاورنه ( ترجمهء اثر شاتوبريان ) ، سه داستان ( ترجمهء اثر گوستاو فلوبر ) ، تلماك ( ترجمهء اثر فنلون ) ، آنئيد ( ترجمهء اثر ويژيل ) ، سيلوى ( ترجمهء اثر ژرارد ونروال ) ، جهان اشباح ( ترجمهء اثر مرورودين ) ، ويرايش بدائع الافكار فى صنائع الاشعار واعظ كاشفى ، ويرايش ديوان ميرزا باقر حسينى سپاهانى ، از گونهاى ديگر ( مجموعهء مقالات ) ، رويدادهاى شهر سنگى ( ترجمهء اثر اسماعيل كاداره ) ، گزيدهاى از سرودههاى شيخ الرئيس قاجار ، و چند اثر ديگر .
مىكشان عشق
نگر ، ساقى به ساغرها ، خرامان ، مى دراندازد * چو خنياگر ، به بزم ما ، نواى نى دراندازد
بپرسيد آن بنفشه موى گلروى دلارا را * نگاه مهر سوى ما ، خدا را ! كى دراندازد
چو در نوشينه خواب خوش فرورفتند سرمستان * به مجلس ، ساقى سيمينهتن هىهى دراندازد
به ناز ساقى مهرو ، سر و دستار افشانيم * كه آوازه ز جود ما ، به ملك طى دراندازد
بده آن جام جمشيدى كه چون شور افكند در سر * كمر بربايد از كسرى ، كلاه كى دراندازد
به بزم مىكشان عشق ، صوفى چون على گويد * هزاران شور در سرها ، به نام وى دراندازد
چو پير ما ، غزلخوانان ، ز ميخانه برون آيد * فراوان خلق را شوريدهدل ، در پى دراندازد
بهار جانفزاى طبع شاعر چون شكوفا شد * به دامان دل از گل خرمنى دردى دراندازد