تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1650

مساهمون:

ص١٦٥٠

[ ز ]

زروان ( 1327 )

دكتر مير جلال الدّين كزّازى ، فرزند شادروان سيد محمود ، در سال 1327 هجرى شمسى در كرمانشاه در خانواده‌اى اصيل و فرهنگ‌دوست و ادب‌پرور كه از بانيان فرهنگ نوين آن سامان بوده‌اند از مادر زاد . دانشهاى ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش به انجام رسانيد ، ازآن‌پس براى ادامهء تحصيل دانش راهى تهران شد و به دانشگاه تهران راه يافت و در رشتهء زبان و ادبيات فارسى به تحصيل اشتغال ورزيد و به دريافت ليسانس توفيق يافت . آنگاه دورهء دكترى همان رشته را پى گرفت و فارغ التحصيل شده و يك‌چند در دانشگاه رازى كرمانشاه به تدريس پرداخت . سپس به‌عنوان استاد دانشگاه به تهران مراجعت كرد و در عين حال عضويت هيئت علمى دانشكدهء ادبيات و زبانهاى خارجى دانشگاه علّامه طباطبايى را عهده‌دار گرديد . دكتر كزّازى كه در شعر زروان تخلص مىكند ، دانشمندى محقق و اديبى فرزانه و شاعرى گرانمايه است و با اينكه در شعر از مهارت كافى برخوردار مىباشد خفض جناح نموده و در مقدمهء مجموعهء شعرش به نام " سبز بىكران " با نثرى پخته و خاص خود چنين مىنويسد : « نشر اين دفتر اگر گناه نباشد ، گستاخى است ، نيز هر دو نابخشودنى . زيرا اين كوخ برانداخته را در كنار كاخى افراخته ، ديوان درى است ، كجا زيب و فرى است . چه آنگه اگر ماه است ، با خورشيد بس نيايد ، نيز اگر شاه است با جمشيد كس نبايد ، ليك ياران سخن‌دوست برآنم داشتند تا پريشانى چند را در اين دفتر گرد آرم و به چنين كارى گستاخ ، بيارم . بيشينهء سروده‌هاى اين دفتر كه جمع پريشانى است ، از ساليان جوانى است ، هم از اين روى ، آشكارا ، نشانهء خامى و بىسرانجامى . باشد كه فزونمايگان گرانسنگ و گران‌سايه ، آن پختگان سخن‌سختگان ، بر اين خاميها ببخشايند و از آنجا كه