تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1653

مساهمون:

ص١٦٥٣
اينك ، اينك بهار جان‌پرور * با دلاويز ما ، قرين آمد بار ديگر ، جهان جوان گرديد * ماه دى رفت و فرودين آمد گويم از فصل سرد و موسم گل * آن تبه گشت و رفت و اين آمد نامهء فرّ اهرمن طى شد * فرّ يزدانش جانشين آمد كاروان بهار نوآيين * با فر و هنگ و زيب و زين آمد ز آن سبب ، اين جهان مينويى * برتر از مينوى برين آمد اين زمان ، در ميان كهساران * باد غرنده در طنين آمد ز ابر دريا نهاد ، در زيرش * دانه‌هاى در ثمين آمد گويى از هند ، سيم و زرافشان * پور راد سبكتكين آمد يا زبردست مانى نقّاش * از صنم خانه‌هاى چين آمد رشك جنّات عالم بالا * عالم پست ماء و طين آمد در برافشاندن خزاين خاك * گنجبان زمين امين آمد در جنان جهان ، به درز رحم * غنچه ، نشكفته ، چون جنين آمد گوييا ، در ميان گلبرگان * بندى حصن بس حصين آمد عالم خاك شد بهشت آيين * گل به جلوه چو حور عين آمد ارج شاخه به عزّ گل افزود * چون مكان را شرف مكين آمد شاخه ازبس شكوفه بر آن رست * سجده بر ، همچو مؤمنين آمد از چراغان لاله‌ها در باغ * بر زمين ، آسمان رهين آمد كاسه‌گير ارغوان ، به دريوزه * در طلب رفت و مستعين آمد نرگس تن نزار ، جامه سپيد * همچو پيران پاك دين آمد سنبل ، آشفته‌وار ، در گلزار * زلفكان در شكنج و چين آمد سوسن ده‌زبان ، به موكب گل * خطبه‌خوانى سخن متين آمد تا برد آب روى گلها را * در چمن ، لاله آتشين آمد شاهوش ، بين كه بر اريكهء حسن * تارك‌افراز ، ياسمين آمد رشك نه تو رواق مينايى * اينك ، از خرّمى ، زمين آمد گل برآورد آتش زرتشت * زند و افش چو در حنين آمد مرغ دستان‌سراى دستان‌زن * نغمه‌خوان ، همچو رامتين آمد