چون چنين گردد آباد شود اين كشور * باز گردش همهء گمشده آثار همى
صيت آزادگىاش در همه آفاق رود * نخل امّيدش پيوسته دهد بار همى
خسروش كامروا گردد و شاهان جهان * همه جويند ز درگاهش زنهار همى
راه اين است و جز اين نيست رهى بهر نجات * رهروان را همه دادار نگهدار همى
بهاريه
اى بلبل بىقرار مضطر * دارم خبرى ز طرف گلزار
آورده نسيم روحپرور * پيغام خوشى ز كوى دلدار
از باد بهار گشته يكسر * آثار فرح همى پديدار
شد روى زمين ز خلد بهتر * گرديد سپهر رشك فرخار
بگرفت زمانه رنگ ديگر * شد غنچه به باغ پرتوافكن
با وجد و سرور و كامكارى * رو كرد به كوهسار و گلشن
باد طربآور بهارى * شد كوه و دمن همه مزيّن
شد باغ چمن همه نگارى * بگذشت زمان ز سوگ و شيون
گرديد گه اميدوارى * خوشكامى و عيش شد ميسّر
اى باغ فسردهء پريشان * اى خفته روزگار برخيز
اى خسته ز محنت زمستان * شد موسم نوبهار برخيز
اى جور خزان كشيده بستان * گرديد زمان كار برخيز
وى بلبل خسته جان گريان * شد روز وصال يار برخيز
برخيز و به باغ و راغ بنگر * اى خاربن خميده قامت
هشدار كه نوبت شباب است * اى باغ ز خواب استراحت
برخيز كنون نه وقت خواب است * گيتى نپذيرد اين سكونت
پيوسته زمانه در شتاب است * وى فاخته با دو چشم عبرت
بنگر كه جهان در انقلاب است * مانندهء روزگار كشور