تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1616

مساهمون:

ص١٦١٦

رهى ( 1347 - 1288 )

محمد حسين معيرى ، متخلص به رهى ، فرزند مؤيد خلوت و نوهء معير الممالك ( نظام الدوله ) در سال 1288 هجرى شمسى در تهران از مادر زاد ؛ تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همان شهر به‌پاى برد ، آنگاه به استخدام دولت درآمد و در مشاغل چندى انجام‌وظيفه كرد و از سال 1322 به رياست كل انتشارات و تبليغات وزارت پيشه و هنر ( سابق ) منصوب گرديد . رهى از اوان كودكى به شعر و موسيقى و نقاشى علاقه و دلبستگى زياد داشت و در اين سه هنر بهره‌اى بسزا يافت . در آغاز شاعرى ، در انجمن ادبى حكيم نظامى كه به رياست مرحوم وحيد دستگردى تشكيل مىشد شركت جست و از اعضاى مؤثر و فعال آن بود و نيز در انجمن ادبى فرهنگستان از اعضاى مؤسس و برجستهء آن بشمار مىرفت و همچنين در انجمن موسيقى ملى ايران عضويت داشت و اشعارش در بيشتر روزنامه‌ها و مجله‌هاى ادبى نشر يافت و آثار سياسى و فكاهى و انتقادى او با امضاهاى مستعار زاغچه ، و شاه‌پريون در روزنامهء باباشمل و مجلهء تهران مصور چاپ مىشد و در انتقاد از روش دولتها و عناصر ناصالح و حمله به مخالفين آزادى و دموكراسى با زبان شعر و طنز سهم بسزايى داشت . رهى در تصنيف‌سازى نيز مهارت كامل داشت و ترانه‌هاى خزان عشق ، دارم شب و روز ، نواى نى ، يار رميده ، به كنارم بنشين ، شب جدايى ، ديدى كه رسوا شد دلم و ديگر ترانه‌هاى او مشهور و زبانزد خاص و عام گرديد و هنوز هم خاطرهء آن آهنگها و ترانه‌هاى شورانگيز و طرب‌افزا در يادها مانده است . رهى در سالهاى آخر عمر ، در برنامهء گلهاى رنگارنگ راديو ، در انتخاب شعر با داود پيرنيا همكارى داشت و در شوراى شعر راديو نيز شركت مؤثر داشت از آثار او كه به‌چاپ‌رسيد