تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1602

مساهمون:

ص١٦٠٢
خوش در برم آمدى و بسپردى * صد لالهء آتشين به برگى زرد ز آيينهء دل غبار بستردى * اى گرمى جان من به فصلى سرد
* *
« روشن » كه به جرم عشق و رسوايى * انگشت‌نما ميان مردم شد با آن‌همه شعر و شور و شيدايى * آهسته ميان سايه‌ها گم شد

ستايشگرى

جان فدايت اى بلاى جان كه با آن نازنينى * ياد از اين افتاده كردى با همه بالانشينى رشك اقران و رقيبانم ز فرط لطف كردى * اى كه از فرط لطافت رشك ياس و ياسمينى با نگاهى دل ربودى تير مژگانت بنازم * اى كمان ابرو كه بهر صيد دلها در كمينى با نگاهى صد طلسم يأس و حرمان را شكستى * باطل السحر است چشمانت بدين سحرآفرينى عشق نو اميد نو ، بر ما همايون كرد و ميمون * بر تو اين عاشق‌نوازى ، بر من آن دلبرگزينى نوبهار بوستان حسنى و حور بهشتى * آفتاب آسمان عشقى و ماه زمينى گر فرشته نيستى چون يافتى از لطف بىچون * در وجاهت بىهمالى در نجابت بىقرينى بانوى آمال مايى داروى آلام مايى * اى جمال جان‌فزايت در كمال دلنشينى عنبرين مويى حريرين‌پيكرى سيمينه ساقى * نازك‌اندامى ، دلارامى ، عزيزى ، نازنينى نور چشم روشنى اى زهرهء زهراى « روشن » * گوهر يكتايى و بر تارك عمرم نگينى