خوش در برم آمدى و بسپردى * صد لالهء آتشين به برگى زرد
ز آيينهء دل غبار بستردى * اى گرمى جان من به فصلى سرد
* *
« روشن » كه به جرم عشق و رسوايى * انگشتنما ميان مردم شد
با آنهمه شعر و شور و شيدايى * آهسته ميان سايهها گم شد
ستايشگرى
جان فدايت اى بلاى جان كه با آن نازنينى * ياد از اين افتاده كردى با همه بالانشينى
رشك اقران و رقيبانم ز فرط لطف كردى * اى كه از فرط لطافت رشك ياس و ياسمينى
با نگاهى دل ربودى تير مژگانت بنازم * اى كمان ابرو كه بهر صيد دلها در كمينى
با نگاهى صد طلسم يأس و حرمان را شكستى * باطل السحر است چشمانت بدين سحرآفرينى
عشق نو اميد نو ، بر ما همايون كرد و ميمون * بر تو اين عاشقنوازى ، بر من آن دلبرگزينى
نوبهار بوستان حسنى و حور بهشتى * آفتاب آسمان عشقى و ماه زمينى
گر فرشته نيستى چون يافتى از لطف بىچون * در وجاهت بىهمالى در نجابت بىقرينى
بانوى آمال مايى داروى آلام مايى * اى جمال جانفزايت در كمال دلنشينى
عنبرين مويى حريرينپيكرى سيمينه ساقى * نازكاندامى ، دلارامى ، عزيزى ، نازنينى
نور چشم روشنى اى زهرهء زهراى « روشن » * گوهر يكتايى و بر تارك عمرم نگينى