به ياد پرواز
به ياد پرواز ، كنم گلستان ، ز خون قفس را * پرم چو بشكست ، به دل شكستم ، من اين هوس را
به واپسين دم ، شكسته بالى ، پرى گشايد * اگر كشانيد ، به موسم گل ، در قفس را
به باغ هستى ، بهجاى هر گل ، دمد خس و خار * كه باغبانش ، گداخت گل را ، نواخت خس را
نگشته تا اشك ، نهان ز مژگان ، كنم نگاهى * نگشته تا آه ، نهان ز سينه ، كشم نفس را
به بوى يارى ، سوى ديارى ، كنم گذارى * كه شوق وصلش ، پر همايى ، دهد مگس را
فروغ اميد ، به جان « روشن » ، تو درفكندى * به خلوت دل ، نبود راهى ، بهجز تو كس را
سرود پاييز
اى ساقى شوخ چشم شورانگيز * برخيز دوباره گويمت برخيز
زان لعل مذاب در مذاقم ريز * كامد به صلاى مىكشان پاييز
* *
امسال گذشت عمر من از شصت * امروز بود خزان ، خزان من
نابرده اميد من برفت از دست * امروز بود خزان از آنِ من
* *
امروز كه روشن است و تاريكى * امروز كه روشن است و خاموشى
بس رشته كه پاره شد ز تاريكى * بس ديده كه خفت در فراموشى
* *
اين شعر ، سرود باد شبگيريست * كاى شاعر برگهاى پاييزى
گردونهء عمر در سرازيريست * اى شاهد مرگِ برگ تبريزى
* *