گيتى تهى
درد را ، درمان چه جويى همه درد است گيتى * خالى از مرد است گيتى پر ز نامرد است گيتى
هيچ صاحبدل بدين دنياى فانى دل نبندد * جاى دونان است دنيا سفله پرورد است گيتى
ما غبارآلود فقيرم و فقير خاكساران * كمتر از گرديم و نزد ما كم از گرد است گيتى
شعلهء ظلم و شقاوت دوزخى افروخت هر سو * زمهريرآسا چرا ظلمانى و سرد است گيتى
اين زمستان ابد را نوبهارى نيست در پى * وَرْد در عالم نيابى سربهسر بَرْد است گيتى
بر خزان سرخ عالم ديدهء خونبار بگشا * تا نپندارى كه هنگام خزان زرد است گيتى
مرگ را امروز مردان وعدهها دارند « روشن » * زين سبب فردا به گيتى خالى از مرد است گيتى
در رثاء دوستان از دسترفته
اى بىنصيب و بىكس و تنها من * تنهاتر از شما و من و ما من
ناپخته و سبكسر و نابخرد * پيرانه سر به خامى برنا من
عمرى دل سپرده عنان عقل * با خصم جان به مدارا من
گاهى به عمد مذنب و گاه سهو * غرق گنه به سهو و به عمدا من
از كثرت عيوب و ذنوب امروز * غافل شدم ز توشهء فردا من
در آستان پيرى و رنجورى * بىدوستان به كامهء اعدا من
دردا كه دير ماندم و بنشستم * ياران رفته را به معزّا من
ياران به كوى يار سفر كردند * بىهمسفر مسافر تنها من
معراج وصل سهم احبّا شد * حسرتكش عروج احبّا من
ياران به ملك امن و رضا مجموع * زان جمع در محاسبه منها من