تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1603

مساهمون:

ص١٦٠٣

گيتى تهى

درد را ، درمان چه جويى همه درد است گيتى * خالى از مرد است گيتى پر ز نامرد است گيتى هيچ صاحبدل بدين دنياى فانى دل نبندد * جاى دونان است دنيا سفله پرورد است گيتى ما غبارآلود فقيرم و فقير خاكساران * كمتر از گرديم و نزد ما كم از گرد است گيتى شعلهء ظلم و شقاوت دوزخى افروخت هر سو * زمهريرآسا چرا ظلمانى و سرد است گيتى اين زمستان ابد را نوبهارى نيست در پى * وَرْد در عالم نيابى سربه‌سر بَرْد است گيتى بر خزان سرخ عالم ديدهء خونبار بگشا * تا نپندارى كه هنگام خزان زرد است گيتى مرگ را امروز مردان وعده‌ها دارند « روشن » * زين سبب فردا به گيتى خالى از مرد است گيتى

در رثاء دوستان از دست‌رفته

اى بىنصيب و بىكس و تنها من * تنهاتر از شما و من و ما من ناپخته و سبكسر و نابخرد * پيرانه سر به خامى برنا من عمرى دل سپرده عنان عقل * با خصم جان به مدارا من گاهى به عمد مذنب و گاه سهو * غرق گنه به سهو و به عمدا من از كثرت عيوب و ذنوب امروز * غافل شدم ز توشهء فردا من در آستان پيرى و رنجورى * بىدوستان به كامهء اعدا من دردا كه دير ماندم و بنشستم * ياران رفته را به معزّا من ياران به كوى يار سفر كردند * بىهم‌سفر مسافر تنها من معراج وصل سهم احبّا شد * حسرت‌كش عروج احبّا من ياران به ملك امن و رضا مجموع * زان جمع در محاسبه منها من
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1603 | سيد محمد باقر برقعى