كيومرث وثوقى از دورانى كه در دبيرستان به تحصيل اشتغال داشت به شعر و شاعرى پرداخت و چون داراى استعداد و قريحهاى سرشار بود از همان زمان اشعارش بلند و شيوا و دلنشين بود و به تدريج در جاده ترقى پيش رفت و در شعر مقام و منزلتى و الا يافت و شعرش مورد توجه محافل ادبى قرار گرفت و در سرودن انواع شعر طبعآزمايى كرد و نشان داد كه از مهارت و توانايى كافى در غزل و قصيده و رباعى و قطعه برخوردار است .
مرحوم محمد حجازى ( مطيع الدوله ) نويسندهء نامدار بيش از چهل سال پيش در منتخبات اشعار وثوقى چنين نوشت : « كيومرث وثوقى خاطرش مثل آب زلال ، از هر تشويشى متأثر مىشود ، طبعى رام و روان و چشم و دلش همواره در بند زيبايى است و اميدوار باشيد كه در آسمان شعر ما ستارهء درخشانى در كار برخاستن است . » و پيشبينى او تحقق يافت و امروز او در زمرهء شاعران توانا و نامور بشمار مىرود و آخرين مجموعهء شعرى كه از او به چاپ رسيد به نام " روشنايى " است .
وثوقى ، از دوستان نزديك صادق هدايت ، نويسنده و محقق نامدار بود و بيشتر در مصاحبت يكديگر بودند و بعضى از تابلوهاى نقاشىاش را به وى اهدا كرده و يادداشتهايى با خط آن مرحوم نزد وى موجود مىباشد .
همّت پرواز
همرهان رفتند و با ما كس دگر دمساز نيست * خامشى خوشتر ، كه ديگر همدمى همراز نيست
بهر مثبتى دانه درمانديم در اين خاكدان * ماكيان را بال هست و همّت پرواز نيست
فرصت خدمت به مسكينان دو روزى نيست بيش * كوششى كن كاين در دولت هميشه باز نيست
دوستى در حقّ دشمن كن ، اگر صاحبدلى * در طريقت ، سنگ ، پاداش كلوخانداز نيست
با غم عشق تو عمرى سوختم يا ساختم * چارهء بيچاره عاشق غير سوز و ساز نيست
از لب نوش تو جانا « روشن » خاموش تو * شكوهها دارد كه هيچش رخصت ابراز نيست