تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1576

مساهمون:

ص١٥٧٦

رنجى ( 1339 - 1286 )

هادى پيشرفت ، متخلص به رنجى ، فرزند مهدى ، در سال 1286 هجرى شمسى در تهران قدم به عرصه هستى نهاد . در كودكى شش ماه او را به مكتب فرستادند و توانست خواندن و كمى نوشتن بياموزد . هنوز دوران كودكى را طى نكرده بود كه بار سنگين زندگى بر دوشش افتاد و ناگزير به كارگرى و زحمت تن درداد تا عائله‌اى را كه سرپرستى آن برعهده‌اش بود اداره كند و به همين لحاظ تخلص خود را در شعر رنجى قرار داد . چون قريحت شعر در نهاد او مكتوم بود ، روزى فرارسيد كه در مجالس سوگوارى به مرثيه‌سرايى پرداخت . رنجى از دوازده‌سالگى به نظم شعر پرداخت و در آغاز به مرثيه‌سرايى و مديحه‌گويى ائمهء اطهار ( ع ) طبع‌آزمايى كرد و رموز شعر را نزد چند تن از شعرا و ادبا آموخت ؛ تا آنگاه كه تحت تأثير صائب قرار گرفت و غزل‌سرا گرديد و به مجامع ادبى راه يافت . شعرش توجه محافل ادبى را به خود معطوف داشت و شهره گرديد . رنجى شاعرى توانا بود و در غزلسرايى مهارت كامل داشت و در شعر پيرو سبك صائب ( هندى ) بود و مضامين دقيق و لطيف را با بيانى ساده و روشن در قالب شعر مىريخت و در ميان اساتيد شعر باستان به حافظ و صائب بيشتر از ديگر شاعران عشق مىورزيد . من با رنجى از سال 1327 به‌طور اتفاقى و بدون شناسايى قبلى آشنا شدم . داستان اين آشنايى از اين قرار بود كه روزى در خيابان حشمت الدوله ( سابق ) نرسيده به ميدان قزوين قدم مىزدم مغازه‌اى توجهم را جلب كرد ؛ آن‌هم به خاطر شعرى كه بر ديوار مغازه نوشته شده بود و اين شعر با شغل مغازه‌دار مناسبت كامل داشت و شعر اين بود :