تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1571

مساهمون:

ص١٥٧١
نهضتهاى فكرى ايرانيان ( در 12 مجلد ) ، تاريخ نهضتهاى ملى ايران ( در 4 مجلد ) ، خمخانهء وحدت ( تصحيح ديوان كامل شيخ علاء الدوله سمنانى ) ، اقبال شرق ، اعتقاد و دلبستگى عميق ايرانيان به آيين كهن ملى ، نگين سخن ( در 6 مجلد ) ، تصحيح و چاپ چهل مجلس شيخ علاء الدّين سمنانى ، جنبش زيديه در ايران ، قيام سربداران ، تصحيح كتاب نور العلوم شيخ ابو الحسن خرقانى ، سلطان العارفين بايزيد بسطامى ، آزادانديشى و مردم‌گرايى در ايران ، تاريخ جنبش سربداران و ديگر جنبشهاى ايرانيان در قرن هشتم هجرى ، كتاب آفتاب ( كندوكاو ) ، ايران از ديدگاه علامه محمد اقبال لاهورى ، طبع و نشر ديوان كامل فروغى بسطامى همراه با شرح حال وى ، تجلى تاريخ ايران ( مجموعه سخنرانيها و مقالات ادبى و تاريخى ) ، فرهنگ شاعران زبان پارسى ، تاريخ هنرهاى ملى و هنرمندان ايرانى ( در 2 مجلد ) . رفيع در آغاز شاعرى اشعار خود را با نام " ستيغ البرز " منتشر كرد و بعد با تخلص " رفيع " به نشر اشعار خود پرداخت .

شور مهر وطن

تا بر طريق مهر وطن پا گذاشتيم * سر را ز شور عشق به سودا گذاشتيم در موج‌خيز فتنه و آشوب جاهلان * مردانه پا به پهنهء دريا گذاشتيم ما را نبود و نيست هراسى ز دشمنان * دانسته پا به صحنهء غوغا گذاشتيم در جستجوى جلوهء آزادى وطن * مال و مقام را به خسان واگذاشتيم ماييم و سوز سينه و شور و نواى خويش * شادى براى مردم رسوا گذاشتيم غم شد نصيب ما ز گران‌گوشى فلك * روى دل از ملال به صحرا گذاشتيم سودى نداشت گفتهء ما نزد غافلان * داغى ز درد بر دل دانا گذاشتيم آسوده‌ايم از ضرر و سود زندگى * تا دست رد به سينهء دنيا گذاشتيم جز خار گلشن وطن نيش و نوش آن * هر گل كه داشت خار تمنّا گذاشتيم قانع شديم از همه عالم به لطف دوست * لطف و عطاى خلق به آنها گذاشتيم حاصل نشد چو وعدهء آزادى بيان * اين آرزو به وعدهء فردا گذاشتيم بيدل از آن شديم كه در قلّهء « رفيع » * دل را به شوق مهر وطن جا گذاشتيم زين عشق دل‌فروز كه پنهان به جان ماست * رسمى براى مردم شيدا گذاشتيم