تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1566

مساهمون:

ص١٥٦٦

رفعت ( 1310 - . . . )

حاج محمد صادق رفعت ، از شاعران بنام و از صوفيان وارسته‌اى كه در سمنان قدم به عرصهء هستى نهاد و علوم متداولهء زمان را در زادگاهش فراگرفت و ازآن‌پس رهسپار تهران شد و در اين شهر رحل اقامت افكند . رفعت سفرى به حج رفت و پس از بازگشت به راه و رسم درويشى قدم گذاشت و در سلك صوفيان و درويشان نعمت‌اللّهى سلطان على شاهى منظوم گشت ، آنگاه قدم به وادى سير و سياحت نهاد و پس از آنكه سالها در شهرهاى ايران سفر كرد و به گناباد و نيشابور و نهاوند و ساير بلاد به ديدار مشايخ صوفيه رسيد و از مصاحبتشان كسب فيض كرد سفرى نيز به هندوستان و عراق نمود و سرانجام در سال 1310 شمسى چشم از جهان فروبست و در صحن حضرت عبد العظيم شهر رى مدفون گرديد . ديوان اشعارش كه متجاوز از هفت هزار بيت است ، در سال 1339 با كوشش دوست فاضل و شاعر ارجمند ، نصرت اللّه نوحيان ( نوح ) طبع و نشر يافت . از آثار منظوم ديگر او " مثنوى سرّ الاسرار " و " مثنوى يوسف و زليخا " ى اوست كه به ضميمه چاپ دوم ديوانش طبع گرديده است .

تمنّاى وصال

تا باد صبا ، پرده ز رخسار وى انداخت * دل رفت همان‌جا كه عرب رفت و نى انداخت آن ناوك دل‌دوز كه در سينهء جان است * از غمزهء غماز ندانم كه كى انداخت آن شوخ حجازى من از نغمهء منصور * بس شور و ز شهناز به عشّاق رى انداخت بس مركب عزمم به تمنّاى وصالش * در باديهء صبر و سكون تاخت پى انداخت