تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1553

مساهمون:

ص١٥٥٣
مژده كه آن تازه‌نگار آمده * فصل خزان تازه بهار آمده خرمن گل پهلوى خار آمده * گل به بر بلبل زار آمده ناله برآيد چو نى از ناى من * غارت جان آفت دل دزد دين راهزن زاهد خلوت‌نشين * سنگدل و صاحب عزم متين آه خدايا چه كنم بعد از اين * واى به حال دل شيداى من تازه‌نگارا تو نديم منى * ياور من يار قديم منى حور جنان باغ نعيم منى * ليك به جان نار جحيم منى مىزنى آتش به سراپاى من * در دوجهان ملتمس من تويى ميرم اگر دادرس من تويى * مريم عيسى نفس من تويى از كه بنالم كه كس من تويى * نيست به غير از تو تمنّاى من اى تو چراغ شب تاريك من * كن نظرى بر من و تيرنگ من موى تو دام ره باريك من * انده دورى تو نزديك من رحم بكن بر تن تنهاى من

دو شاهد

سررشته‌ايست مويت از عمر جاودانى * چونان كه خاك كويت از آب زندگانى بر عمرت اى دل‌آزار ايمن مشو كه جاويد * بر خصم هم نماند اين عمر جاودانى جايى كه دوست دارد دلبستگى به دشمن * سهل است كار مردن سخت است زندگانى بودم به باغ با يار ، كامد رفيق ناگاه * كس را خبر نباشد ز آفات ناگهانى هركس رود پى نام گردد نشان آفات * خوش نعمتيست الحق بىنام و بىنشانى ديگر نمىتوانم كز شاهدان كشم بار * دارم دو شاهد حال پيرى و ناتوانى گيرم به گاه پيرى هم‌بسترم شود يار * زين به چه باشد امّا كو حالت جوانى روى زمين گر آرى زير نگين عجب نيست * باشندت ار موافق اوضاع آسمانى « رضوانى » ار به گيتى خواهى نيفتى از پاى * رو دست ناتوان گير وقتى كه مىتوانى