مژده كه آن تازهنگار آمده * فصل خزان تازه بهار آمده
خرمن گل پهلوى خار آمده * گل به بر بلبل زار آمده
ناله برآيد چو نى از ناى من * غارت جان آفت دل دزد دين
راهزن زاهد خلوتنشين * سنگدل و صاحب عزم متين
آه خدايا چه كنم بعد از اين * واى به حال دل شيداى من
تازهنگارا تو نديم منى * ياور من يار قديم منى
حور جنان باغ نعيم منى * ليك به جان نار جحيم منى
مىزنى آتش به سراپاى من * در دوجهان ملتمس من تويى
ميرم اگر دادرس من تويى * مريم عيسى نفس من تويى
از كه بنالم كه كس من تويى * نيست به غير از تو تمنّاى من
اى تو چراغ شب تاريك من * كن نظرى بر من و تيرنگ من
موى تو دام ره باريك من * انده دورى تو نزديك من
رحم بكن بر تن تنهاى من
دو شاهد
سررشتهايست مويت از عمر جاودانى * چونان كه خاك كويت از آب زندگانى
بر عمرت اى دلآزار ايمن مشو كه جاويد * بر خصم هم نماند اين عمر جاودانى
جايى كه دوست دارد دلبستگى به دشمن * سهل است كار مردن سخت است زندگانى
بودم به باغ با يار ، كامد رفيق ناگاه * كس را خبر نباشد ز آفات ناگهانى
هركس رود پى نام گردد نشان آفات * خوش نعمتيست الحق بىنام و بىنشانى
ديگر نمىتوانم كز شاهدان كشم بار * دارم دو شاهد حال پيرى و ناتوانى
گيرم به گاه پيرى همبسترم شود يار * زين به چه باشد امّا كو حالت جوانى
روى زمين گر آرى زير نگين عجب نيست * باشندت ار موافق اوضاع آسمانى
« رضوانى » ار به گيتى خواهى نيفتى از پاى * رو دست ناتوان گير وقتى كه مىتوانى