ذوقى ( 1292 )
رضاپور نامداريان ، متخلص به ذوقى ، فرزند نعمت اللّه ، در سال 1292 هجرى شمسى در شهر همدان در ميان خانوادهاى متوسط الحال و بىبضاعت از مادر زاد . در هشتسالگى پدر خود را از دست داد ، به همين دليل نتوانست به مكتب رود و درس بخواند و خواندن و نوشتن بياموزد . بنابراين بايد به تحصيل معاش پردازد و با سختى و عسرت دستبهگريبان باشد و خود در يكى از اشعارش به اين موضوع اشاره مىكند :
اينم تن ضعيف و رخ زرد اى رفيق * افشاى راز مىكند از زندگانىام
و در جاى ديگر مىگويد :
آنچه گذشت بر من مسكين به روزگار * شرحش نمىتوان بنمايم به اختصار
بارى ، پس از جنگ جهانى دوم خانهاش هم طعمهء حريق شد و از هستى ساقط گرديد و دردى بر دردهايش افزوده شد .
ذوقى با آنكه از خواندن و نوشتن بىبهره بود ، امّا قريحهء سرشار و استعداد ذاتىاش او را در سرودن شعر رهنمون بود . وى براى رونق بخشيدن و شكوفايى شعرش به انجمن ادبى همدان راه يافت و از اين رهگذر توانست از محضر اساتيد شعر و ادب بهرهء كافى برگيرد و به بهبود شعرش كمك نمايد .
غلامحسين شايگان شاعر همدانى كه آثار ذوقى را برايم فرستاده است مىگويد :
« ذوقى در عين نادارى و عدم بضاعت مالى داراى رفتارى متين و اخلاقى پسنديده است و با عزت نفس و بلندنظرى زندگى مىكند » .
نمونههاى زير از شعر اوست :