تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1401

مساهمون:

ص١٤٠١
نه هر بىمايه‌اى را بار در كاخ سخن‌سنجيست * هنر در پنجه چون موم است نزد اهل‌فن امّا نواسنجان به حسرت سرد و خاموشند و مىبينم * كه بازار چمن گرم است از زاغ و زغن امّا مزن « ديجور » دم از سردمهريهاى او ديگر * مه من مهربانى مىكند با غير من امّا

وضع زمان

سخن از حسن گل و نالهء بلبل تا كى ؟ * دل سپردن به خم طرّهء سنبل تا كى ؟ وصف رخسارهء معشوق خيالى تا چند ؟ * هوس‌انگيزى و تشويق تغافل تا كى ؟ مستى و بىخبرى ، رندى و شاهدبازى * باده‌پيمايى و تعريف گل و مُل تا كى ؟ تا به كى شعر و ادب آلت مداحى و هزل ؟ * رسم دريوزگى و راه تعلّل تا كى ؟ هنر آن به كه شود رهبر مردم به كمال * به غلط سدّ ره سير تكامل تا كى ؟ هيئت مار كجا ، طرّهء دلدار كجا ؟ * نسبت دور ز تحقيق و تعقّل تا كى ؟ روش زندگى آموز به آيين نوين * پيروى از منش دور تجاهل تا كى ؟ درخور وضع زمان طرح سخن كن « ديجور » * وصف پروانه و شمع و گل و بلبل تا كى ؟