نه هر بىمايهاى را بار در كاخ سخنسنجيست * هنر در پنجه چون موم است نزد اهلفن امّا
نواسنجان به حسرت سرد و خاموشند و مىبينم * كه بازار چمن گرم است از زاغ و زغن امّا
مزن « ديجور » دم از سردمهريهاى او ديگر * مه من مهربانى مىكند با غير من امّا
وضع زمان
سخن از حسن گل و نالهء بلبل تا كى ؟ * دل سپردن به خم طرّهء سنبل تا كى ؟
وصف رخسارهء معشوق خيالى تا چند ؟ * هوسانگيزى و تشويق تغافل تا كى ؟
مستى و بىخبرى ، رندى و شاهدبازى * بادهپيمايى و تعريف گل و مُل تا كى ؟
تا به كى شعر و ادب آلت مداحى و هزل ؟ * رسم دريوزگى و راه تعلّل تا كى ؟
هنر آن به كه شود رهبر مردم به كمال * به غلط سدّ ره سير تكامل تا كى ؟
هيئت مار كجا ، طرّهء دلدار كجا ؟ * نسبت دور ز تحقيق و تعقّل تا كى ؟
روش زندگى آموز به آيين نوين * پيروى از منش دور تجاهل تا كى ؟
درخور وضع زمان طرح سخن كن « ديجور » * وصف پروانه و شمع و گل و بلبل تا كى ؟