دانشكدهء معقول و منقول به تدريس اشتغال ورزيد و سرانجام در دوازدهم آبانماه 1334 درگذشت و طبق وصيتش جنازهء او در كربلا به خاك سپرده شد .
از آثار اوست : 1 - تحفهء احمديه ، 2 - تصحيح كتاب التوسل الى الترسل ، 3 - تصحيح تاريخ بيهق ، 4 - تصحيح اسرار التوحيد ، 5 - ترجمهء زيدة التواريخ ، 6 - صرف و نحو زبان تركى عثمانى ، 7 - شرح حال صاحب بن عباد ، 8 - تاريخ ادبيات عرب ( در سه مجلد ) ، 9 - مجمع الامثال فارسى ، 10 - ديوان اشعار ، و چند رسالهء ديگر .
مسمط زير را بهمنيار در ايام انقلاب خراسان و قيام كلنل محمد تقى خان پسيان سروده است :
مژده كه دنياى پير از سر نو شد جوان * به جسمش اندر دميد روح تكامل روان
پيكر رنجور شرق برفت تابوتوان * پنجهء حق بردريد پردهء حق نشنوان
كوس حقيقت فكند به ربع مسكون طنين * كرد فلك گردشى به كام بيچارگان
تا كه به سامان رسند از وطن آوارگان * ز بيخ و بن بركنند بيخ ستمكارگان
گيتى گلگون كنند ز خون خونخوارگان * ز ظلم سازند پاك يكسره روى زمين
كشور خاورزمين ز خواب بيدار شد * به كار دشوار خويش آگه و هشيار شد
مسلم و هندو و گبر به يكدگر يار شد * كار از اين اتّحاد به باختر زار شد
ز بيم فرجام آن گشت به وحشت قرين * مغرب بس خورده خون گرفته ديوانگى
شدهست مغزش تهى ز هوش و فرزانگى * بشر نبيند مگر به چشم بيگانگى
نپويد از حرص و آز طريق مردانگى * به حيلت آورد خواست جهان به زير نگين
دهند گه كنفرانس كنند گه كنگره * به زير فرمان كشند جهانيان يكسره
گيتى قسمت كنند به نام مستعمره * به يكدگر در ستيز كه تا كه يابد فره
به مصر و شام و عراق به هند و ايران و چين * تيغ به روى جهان ز كينه آهيختند
به خون ابناء نوع ، خاك بياميختند * فتنه و شرّ و فساد به گيتى انگيختند
ز بسكه خون بشر به ناروا ريختند * ز آتش بيدادشان بر آسمان شد حنين