تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1324

مساهمون:

ص١٣٢٤

داستان ( 1317 )

عزت اللّه فولادوند ، كه در شعر داستان تخلص مىكند ، در سال 1317 هجرى شمسى در يكى از روستاهاى درود لرستان قدم به عرصهء حيات گذاشت . فولادوند تحصيلات ابتدايى و متوسطه را به انجام رسانيد ، ازآن‌پس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدريس در مدارس پرداخت و در خلال فعاليت آموزشى خود ، به دانشكدهء الهيات و معارف اسلامى راه يافت و در رشتهء فلسفه به تحصيل اشتغال ورزيد و فارغ التحصيل گرديد و به دريافت ليسانس توفيق يافت . فولادوند از شعراى توانا و نامور معاصر است و در شعر بيشتر در سبك كلاسيك كار مىكند و از شيوهء شعراى خراسان پيروى مىنمايد و در سرودن انواع شعر مهارت و توانايى دارد و سالهاست كه آثارش در مجله‌هاى ادبى كشور به چشم مىخورد . نمونه‌هاى زير از نظم اوست :

شعر من

دل را چو شور شعر و هواى سخن گرفت * تن كوه درد گشت و غبار محن گرفت اندوه خانه كرد به ماتمسراى جان * غم آشيان به كلبهء ويران تن گرفت سيل عنان گسستهء اشك نياز من * راه گذر به قلزم كشتىشكن گرفت اشكم به ديده پر شد و دودم به سر برفت * چو شاخ تر كه گريه گهِ سوختن گرفت در گاهوارهء غم هستى مرا به تن * مادر ، ز درد غصّه همى پيرهن گرفت هر گل كه شد شكفته به گلزار آرزو * خار ملامتى شد و دامان من گرفت در سايهء ملال رخ ارغوانىام * رنگ غروب و گونهء برگ سمن گرفت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1324 | سيد محمد باقر برقعى