داستان ( 1317 )
عزت اللّه فولادوند ، كه در شعر داستان تخلص مىكند ، در سال 1317 هجرى شمسى در يكى از روستاهاى درود لرستان قدم به عرصهء حيات گذاشت .
فولادوند تحصيلات ابتدايى و متوسطه را به انجام رسانيد ، ازآنپس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدريس در مدارس پرداخت و در خلال فعاليت آموزشى خود ، به دانشكدهء الهيات و معارف اسلامى راه يافت و در رشتهء فلسفه به تحصيل اشتغال ورزيد و فارغ التحصيل گرديد و به دريافت ليسانس توفيق يافت .
فولادوند از شعراى توانا و نامور معاصر است و در شعر بيشتر در سبك كلاسيك كار مىكند و از شيوهء شعراى خراسان پيروى مىنمايد و در سرودن انواع شعر مهارت و توانايى دارد و سالهاست كه آثارش در مجلههاى ادبى كشور به چشم مىخورد .
نمونههاى زير از نظم اوست :
شعر من
دل را چو شور شعر و هواى سخن گرفت * تن كوه درد گشت و غبار محن گرفت
اندوه خانه كرد به ماتمسراى جان * غم آشيان به كلبهء ويران تن گرفت
سيل عنان گسستهء اشك نياز من * راه گذر به قلزم كشتىشكن گرفت
اشكم به ديده پر شد و دودم به سر برفت * چو شاخ تر كه گريه گهِ سوختن گرفت
در گاهوارهء غم هستى مرا به تن * مادر ، ز درد غصّه همى پيرهن گرفت
هر گل كه شد شكفته به گلزار آرزو * خار ملامتى شد و دامان من گرفت
در سايهء ملال رخ ارغوانىام * رنگ غروب و گونهء برگ سمن گرفت