با نسيمى سبزهء نورسته مىلرزد ولى * سرو را در معرض توفان قرارى ديگر است
گر جهان از نالهء شبزندهداران پر شود * عاشق شوريدهدل شبزندهدارى ديگر است
در ازل از جلوهء روى تو دانستم كه خود * عشق را با اين دل سرگشته كارى ديگر است
لاله دارد داغ دل امّا دل خونين من * در فراق لالهرويى داغدارى ديگر است
با همه نقش عجيب از كلك نقّاش ازل * نقش روى خوبرويان شاهكارى ديگر است
گرچه لبريز است از مى ساغر لبهاى او * مردم چشم سياهش ميگسارى ديگر است
زاهدان خشك را از چشمهء كوثر بگو * عاشقان را زندگى از چشمهسارى ديگر است
در ميان آتشافروزان عشق اين جهان * « دادمهر » از سوز دل آتشبيارى ديگر است
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1323
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٣٢٣