تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1320

مساهمون:

ص١٣٢٠

[ د ]

دادمهر ( 1297 )

كريم دادمهر ، فرزند محمد حسين ، كه در شعر همان نام خانوادگى را تخلص خود قرار داد در سال 1297 هجرى شمسى در شهر تبريز قدم به عرصهء هستى نهاد ، خواندن و نوشتن را در مكتبهاى شهر خود آموخت ، آنگاه به تحصيل علوم قديمه پرداخت و چندى در مدرسهء طالبيه تبريز به فراگرفتن صرف و نحو و معانى و بيان و منطق مشغول گرديد ، از شانزده‌سالگى وارد اجتماع شد و در سال 1320 شمسى پس از انجام خدمت سربازى به شغل آزاد روى آورد و مسئوليت زندگى برعهده‌اش قرار گرفت . دادمهر ، از خردادماه 1358 جلاى وطن كرد و به تهران كوچيد و در اين شهر رحل اقامت افكند و در بازار به كار پرداخت . چون از استعداد و قريحهء شعر و شاعرى برخوردار بود ، ابتدا به انجمن ادبى ايران كه به رياست استاد محمد على ناصح تشكيل مىشد راه يافت و شعر خود را عرضه داشت و به تدريج شعرش رشد يافت و مورد توجه قرار گرفت و پس از درگذشت ناصح از محضر استاد محمد على نجاتى در انجمن بهره‌مند گرديد . دادمهر مىگويد : « از سال 1345 شمسى به شعر و شاعرى پرداختم و دردهاى دل دردمند خود را غالبا در قالب غزلهاى عرفانى به گوش اهل دل مىرسانيدم » . وى شاعرى خوش‌ذوق و مردى وارسته و متين و خليق است .

مهرافزا

روزگارى كه نه بلبل نه گلى زيبا بود * گل رخسار تو زيباى جهان‌آرا بود مرغ انديشه به هرجا كه به پرواز آمد * محض مدح دلارايى او بر پا بود شمع و پروانه و شمس و قمر و بلبل و گل * همه سودازدهء آن مه مهرافزا بود