تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1311

مساهمون:

ص١٣١١

دفتر عشق

نفس جارى و جان‌پرور عشق است على ( ع ) * روح پرواز به بال‌وپر عشق است على ( ع ) معنى آيهء جاويد سفرنامهء نور * غزل منتخب دفتر عشق است على ( ع ) نور سيّال حقيقت ز كران تا به كران * شور گلبانگ حق از حنجر عشق است على ( ع ) روشنان فلكى را به سراپردهء غيب * دردبخش از قدح كوثر عشق است على ( ع ) به غزا تيغ دودم ، باز دهان كرد و سرود * عاشقان را ، كه يل سنگر عشق است على ( ع ) نكند پند كسى گوش ، دل عاشق من * خطبه‌خوان تا به سر منبر عشق است على ( ع ) عشق ، تاج سر مردان الهيست اگر * به خداوند كه تاج سر عشق است على ( ع ) « خوش‌عمل » راه به سرمنزل عزّت نبرم * تا نگويد دل من : رهبر عشق است على ( ع )

بهار مست

بهارى كه مست آمد و مست رفت * دلى را به عشقى نپيوست ، رفت ز ما كرد عطر نوازش دريغ * گلى را به شبنم نيارست ، رفت كتاب تمنّاى آلاله را * به داغى عيان ، مُهر زد ، بست ، رفت به ميخانه مانند پيرار و پار * نپرسيد : آيا كسى هست ؟ رفت پرستو هم اين راز ، فهميده بود * كه كنج رواقى بننشست ، رفت به پاى گلى نقش بر كاغذى * هَزار دلم خواند و از دست رفت !

شعلهء عشق

با تو گر نيم‌شبى دست در آغوش كنيم * غم ايّام فراق تو فراموش كنيم باده از دست تو گر خود همه زهر است به ميل * بنشينيم و بگيريم و به جان نوش كنيم ساقيا ! باده ز اندازه فزون ريز به جام * خوش‌تر آن است كه ترك خرد و هوش كنيم ما كه رندان خردسوز جهانيم ، كجا * سخن مصلحت‌آميز كسى گوش كنيم ؟ شمع‌سان گر همه خاكسترمان باد برد * شعلهء عشق محال است كه خاموش كنيم گرنه در ذات تو اى ناصح بيدل خلليست * به يكى جرعه تو را واله و مدهوش كنيم « خوش‌عمل » گر همه رنج است ، محال است كه ما * ترك آن لعبت شيرين جفا گوش كنيم