تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1298

مساهمون:

ص١٢٩٨

خليل ( 1309 )

احمد خليليان ، كه در شعر خليل تخلص مىكند ، در سال 1309 هجرى شمسى در شهر اصفهان قدم به عرصهء هستى نهاد . پدرش مرحوم على ، متخلص به رجاء اصفهانى ، از شعراى بنام آن شهر و داراى ديوان شعر و چند اثر منظوم ديگر بود كه به چاپ رسيده است و گلزار اصفهانى شاعر ديگر نيز از اين دودمان است . خليليان پس از اتمام تحصيلات ابتدايى و متوسطه ، به شغل داروسازى در يكى از داروخانه‌هاى شهر خود پرداخت و پس از سالى چند ، خود به تأسيس داروخانهء مولوى اقدام كرد و سالها در اين شغل خدمتگزار مردم بود و در بيست‌وشش‌سالگى نيز توفيق زيارت خانهء خدا را يافت و به مكهء معظمه رفت . خليليان قريحهء شعر و شاعرى را از پدر خود به ارث برد و براثر تشويق پدرش به سرودن شعر پرداخت و با شركت در مجامع ادبى شهر خود قريحه و ذوقش پرورش يافت و به شكوفايى رسيد و اوّلين اثر منظوم خود را به اقتفاى يكى از شعراى نامور سرود كه مورد تشويق و تحسين قرار گرفت و از همين زمان تخلص خليل را در شعر برگزيد . خليل چون به خاندان عصمت و طهارت پيامبر اخلاص دارد ، بيشتر اشعارش در مدح و منقبت اين خاندان است . وى داراى پنج فرزند است كه دو تن از آنان در رشتهء ادبيات و پزشكى به تحصيل اشتغال دارند و يك‌تن از فرزندانش در جبههء جنگ به شهادت رسيد .

ستايش حجّت قائم ( عج )

اى زلف بىقرار تو چون نافه مشكبار * ما را دليست چون سر زلف تو بىقرار وا كن گره ز طرهء طرّار دلربا * هستم به پيچ‌وتاب از آن زلف تابدار