تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1300

مساهمون:

ص١٣٠٠
اى هنر اى ناز و دلارايىات * كرده به هر ديده تماشايىات اى تو شرر در دل آتش زده * عشق تو آتش ، دلم آتشكده اى كه تو و عشق ، ز يك گوهريد * زاده و پروردهء يك مادريد اى كه به راهت دل دلباخته * هر قدمى با المى ساخته عاشق دلسوخته در بند توست * بندهء عشقم كه خداوند توست بىتو جهان چيست تن مرده‌اى * بىتو بشر قالب افسرده‌اى روشنى ديدهء جانها تويى * چشم و چراغ دل دنيا تويى هرچه بشر روى زمين ساخته‌ست * دست تواناى تو پرداخته‌ست با سرانگشت تو جان‌آفرين * كرده رقم نقش زمان و زمين توسن انديشهء من رام توست * خامهء من در گرو نام توست آينهء روشن طبع مرا * جلوهء خورشيد تو بخشد جلا هستىِ من گوهرى از كان توست * قطره‌اى از بحر خروشان توست روح ادب از تو بُود دلپسند * از تو هنرمند شود سربلند از تو نسيم سحرى قصّه‌گو * كوچه به كوچه رود و كو به كو از تو بود زمزمهء جويبار * خندهء گل گريهء ابر بهار باز كنى بال‌وپر ساز ما * گرم كنى شعلهء آواز ما ساز تو در ملك عراق « 1 » و حجاز « 2 » * غلغله انداخته از ديرباز ناى تو تا حنجرهء نور شد * پردهء عشّاق « 3 » پر از شور « 4 » شد شهرت داد « 5 » تو به ماهور « 6 » رفت * راك « 7 » تو تا هند و نشابور « 8 » رفت
هامش
( 1 ) - عراق ، گوشه‌اى است كه در دستگاه ماهور و نوا زده مىشود . ( 2 ) - حجاز ، گوشه‌اى در دستگاه شور است . ( 3 ) - عشّاق ، گوشه‌اى در دستگاه نوا است . ( 4 ) - شور ، يكى از هفت دستگاه اصلى است . ( 5 ) - داد ، گوشه‌اى كه در دستگاه ماهور زده مىشود . ( 6 ) - ماهور ، يكى از هفت دستگاه اصلى است . ( 7 ) - راك ، يكى از گوشه‌هاى دستگاه ماهور است . ( 8 ) - نيشابورك ، گوشه‌اى است كه در دستگاه نوا زده مىشود .