خسروى ( 1298 - 1228 )
محمد باقر ميرزا خسروى ، فرزند محمد رحيم ميرزا ، پسر دولتشاه ، در سال 1266 هجرى قمرى در باختران ( كرمانشاه ) از مادر زاد ، علوم ادبيه و عربيه را از افاضل عصر و اساتيد فن به خوبى فراگرفت .
خسروى در نهضت مشروطيت به آزادىخواهان پيوست و چندى نيز در همدان در زندان به سر برد و از آنجا به تهران تبعيدش كردند و در سال 1338 قمرى در تهران بدرود حيات گفت .
خسروى در شمار اساتيد نثر و نظم معاصر است و آثار و تأليفاتى از خود بر جاى گذاشت . كتابهاى زير از تأليفات اوست : 1 - ديباى خسروى در ترجمت دويست و بيست تن از شعراى عرب از جاهلين و مخضرمين و اسلاميين ، 2 - شمس و طغرا ، و مارى و نيسى ، و طغرل و هماى ، از افسانههايى است كه به سبك اروپايى تدوين شده است و تاريخ دورهء اتابكان فارس و اوضاع ايران در عهد مغول و بناهاى تاريخى فارس در اين كتاب ذكر شده است ، 3 - رسالهء تشريح العلل در عروض ، 4 - تذكرهء اقبالنامه ، 5 - رمانى در شرح احوال حسينقلى خان جهانسوز [ شاه قاجار ] 6 - ترجمهء عذراء قريش [ جرجى زيدان ] 7 - ترجمهء الهيئة و الاسلام شهرستانى .
خسروى اديبى بلندپايه و شاعرى توانا بود . ديوان اشعارش در سال 1304 شمسى با مقدمهء جامعى به قلم رشيد ياسمى طبع و نشر شد .
حرف محبّت
دلم با آن پريوش خوش برآمد * كه سيمش ز امتحان بىغش برآمد