تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1278

مساهمون:

ص١٢٧٨
خيالش از درونم در نمىزد * دلم گريان به كويش سر نمىزد مثال كفتر گم‌كرده‌لونه * به گرد بام دلبر پر نمىزد * * * نشستم پشت فرمون غم امشو * زدم بر دشت ماهون و بم « 1 » امشو دلم فرياد و مركب ناله مىكرد * چرا گشتى جدا از همدم امشو

ورق دفتر

چون غنچه شكفته تا كه پرپر بشويم * وز ژاله سحرگهان مطهّر بشويم با باد خزان رويم و معلومم نيست * كآخر ورق كدام دفتر بشويم

مستى نكنم

هرگز به مى نخورده مستى نكنم * بر جام كسى درازدستى نكنم يك جرعه مِى اگر به كامم ريزند * در عين وجود فكر هستى نكنم
هامش
( 1 ) - ماهون و بم : از شهرهاى كرمان