تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1277

مساهمون:

ص١٢٧٧
جهان پيريست گرم و سرد ديده * به خود رخسار سرخ و زرد ، ديده سپارد خاطراتش را به ايّام * چه‌ها از مرد و از نامرد ديده * * * چه سازم دلبر امشو اخم كرده * كُنارو « 1 » ساق پايش زخم كرده به تيشه مىزنم بيخ كنارو * چه پروا عالم او را وخم « 2 » كرده * * * نگارا بىسبب طردم نمىكرد * فراق آلودهء دردم نمىكرد غم يار و جفاى چرخ گردون * چنان نى ، لاغر و زردم نمىكرد * * * به غربت كرده‌اى دلبر نزارم * كه خشنودت كند احوال زارم به زارى گر بميرم من ز عشقت * به حال ابر گريد بر مزارم * * * پس از ياران بهارانم چه حاصل * گلم پژمرده بارانم چه حاصل جدا از دوستان هنگام پيرى * صفاى چشمه‌سارانم چه حاصل * * * به عالم باوفا يارى نديدم * چراغى در شب تارى نديدم شبابم رفت و در ايّام پيرى * به بيمارى ، پرستارى نديدم * * * خدايا ما كه مهمان تو هستيم * نمك‌پرورد احسان تو هستيم ز طفلى تا به بُرنايى و پيرى * گدايان سر خوان تو هستيم * * * دلم عشق تو در سر دارد امشو * ز گريه دامنى تر دارد امشو از اين گريد كه چشمون سياهت * لباس فتنه در بر دارد امشو
* * *
هامش
( 1 ) - كنارو : درخت سدر ( 2 ) - وخم : موقوفه
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1277 | سيد محمد باقر برقعى