جهان پيريست گرم و سرد ديده * به خود رخسار سرخ و زرد ، ديده
سپارد خاطراتش را به ايّام * چهها از مرد و از نامرد ديده
* * * چه سازم دلبر امشو اخم كرده * كُنارو « 1 » ساق پايش زخم كرده
به تيشه مىزنم بيخ كنارو * چه پروا عالم او را وخم « 2 » كرده
* * * نگارا بىسبب طردم نمىكرد * فراق آلودهء دردم نمىكرد
غم يار و جفاى چرخ گردون * چنان نى ، لاغر و زردم نمىكرد
* * * به غربت كردهاى دلبر نزارم * كه خشنودت كند احوال زارم
به زارى گر بميرم من ز عشقت * به حال ابر گريد بر مزارم
* * * پس از ياران بهارانم چه حاصل * گلم پژمرده بارانم چه حاصل
جدا از دوستان هنگام پيرى * صفاى چشمهسارانم چه حاصل
* * * به عالم باوفا يارى نديدم * چراغى در شب تارى نديدم
شبابم رفت و در ايّام پيرى * به بيمارى ، پرستارى نديدم
* * * خدايا ما كه مهمان تو هستيم * نمكپرورد احسان تو هستيم
ز طفلى تا به بُرنايى و پيرى * گدايان سر خوان تو هستيم
* * * دلم عشق تو در سر دارد امشو * ز گريه دامنى تر دارد امشو
از اين گريد كه چشمون سياهت * لباس فتنه در بر دارد امشو
* * *
هامش
( 1 ) - كنارو : درخت سدر
( 2 ) - وخم : موقوفه